يكشنبه اول صليب

انجيل متي فصل 4 آيه 12 الي 22

در اين قسمت از انجيل مي بينيم بعد از آنكه يحيي به زندان افتاد عيسي به جليل بازگشت و شروع به موعظه نمود.

موعظه او اين بود: وقت تمام شد ملكوت خدا نزديك است.

ملكوت خدا يعني حاكميت قدرت و قانون خدا در دل انسانها و در جامعه. مسيح خودش به طريقي ملكوت خدا بود كه به زمين آمد. به واسطه او قدرت شرير در هم شكسته شد و انسانها از شادي و آرامش و شفا برخوردار شدند.

مسيح تجسم ملكوت خدا بود هنگاميكه فردي عيسي را مي پذيرد شهروند ملكوت خدا مي گردد. عيسي آمد تا امت جديدي از ايمانداران را بوجود آورد كه فرمانروايشان خداست. بنابراين عيسي مي فرمايد توبه كنيد و به انجيل ايمان بياوريد. پس مي بينيم اولين گام همواره توبه كردن است.

توبه كردن نه تنها تأسف خوردن بخاطر گناهانمان بلكه رويگردان شدن از گناهان نيز مي باشد. توبه حقيقي از يك گناه به معني اينست كه ديگر آن گناه را مرتكب نشويم در غير اينصورت توبه ما واقعي نيست.

بعد از توبه قدم دوم ايمان آوردن به عيسي مسيح نجات دهنده مي باشد. ايمان داشتن به مسيح تنها به معني پذيرش او بعنوان خداوند زندگي مان نيست بلكه به معني اطاعت از او نيز هست. اگر بگوييم كه به عيسي ايمان داريم ليكن از او اطاعت نكنيم دروغگو هستيم.

انجيل به معني خبر خوش و اين خبر خوش اينست كه عيسي به جهان آمد تا گناهكاران را نجات بخشد و به تمامي كسانيكه به او ايمان آورند حيات ابدي عطا كند عيسي مسيح هر كس را در معرض يك انتخاب قرار مي دهد شهروند ملكوت خدا بودن يا در قلمرو شيطان بودن يعني ايمان داشتن و دريافت حيات ابدي يا ايمان نداشتن و دريافت مجازات ابدي.

در ادامه اين انجيل مي بينيم كه عيسي مسيح چگونه چهار شاگرد نخست خود را برگزيد. او نخست به شمعون كه بعداً پطرس ناميده شد و برادرش اندرياس برخورد كه در درياي جليل ماهيگيري مي كردند به آنها فرمود: از عقب من آييد ايشان بي تأمل كار خود را رها كرده از عقب او روان شدند به همان طريق او يعقوب و يوحنا را فرا خواند ايشان نيز بي درنگ برخاسته خانواده، قايق و كار خود را رها كرده بدنبال او رفتند. اين افراد كار و امكانات دنيوي خود را ترك گفتند تا عيسي را پيروي نمايند.

ايشان نيز همانند ابراهيم نمي دانستند كه به كجا مي روند ليكن مي دانستند كه به همراه چه كسي مي روند. مسيح با استفاده از قابليت هاي طبيعي شان آنان را تبديل به عاملي مفيد براي ملكوت خدا كرد. نكته ديگر اينست كه اين شاگردان انسانهايي عادي با شغلهاي معمولي بودند. ايشان فقير بودند و مي بايست سخت كار كنند و زحمت بكشند ايشان تحصيلاتي نداشتند با اينحال آنان را برگزيد تا به برقراري ملكوتش مدد رسانند.

پس همان طريق مسيح ما را نيز فرا مي خواند تا شاگردان او شويم. باشد ما نيز مانند آنها برخاسته بدون چون و چرا او را پيروي كنيم. او ما را با استفاده از استعدادها و قابليت هاي طبيعي مان ما را تبديل به شاگرداني مفيد و مناسب مي گرداند تا كاري را كه او برايمان در نظر گرفته به انجام برسانيم. آمين .

 

تفسير انجيل از كشيش توما شينو