يكشنبه اول روزه بزرگ

انجيل متي  فصل 4 آيه 1 الي 11

در انجيل امروز مشاهده مي كنيم كه عيسي مسيح بلافاصله بعد از تعميد به دست روح به بيابان برده شد تا شرير يعني شيطان او را تجربه كند. او در معرض وسوسه هاي رايج بين تمامي انسانها قرار مي گيرد.

در عهد جديد دو نوع وسوسه قيد شده است اولاً رنج و دردي كه از بيرون بر ما حادث مي شود و ثانياً اميال باطني كه ما را بسوي گناه هدايت مي كنند. در انجيل امروز سخن از نوع دوم يعني وسوسه دروني مي باشد و بايد بدانيم كه خدا هرگز ما را وسوسه به گناه نمي كند اين شيطان است كه ما را به گناه وسوسه مي كند و اين كار را از طريق اميال شرارت بار ما عملي مي سازد. خود عيسي اميال گناه آلود نداشت با اينحال روح القدس او را به بيابان برد تا مورد آزمايش قرار گيرد.

وسوسه شدن به تنهايي گناه نيست بلكه تسليم وسوسه شدن گناه است عيسي تسليم گناه نگرديد. او پيش از وسوسه شدن بمدت چهل روز روزه گرفت و در پايان وسوسه گر او را مورد سه وسوسه كه اولين مرد و زن يعني آدم و حوا تسليم آن شدند قرار داد اما مسيح تسليم نشد و بر آنها غلبه نمود اين سه وسوسه قيد شده توسط متي با سه وسوسه آمده در رساله اول يوحنا فصل 2 آيه 16 انطباق دارد كه عبارتند از خواسته هاي جسم و شهوت چشم و غرور زندگاني. وسوسه گر ابتدا سعي كرد كه عيسي را نسبت به پسر خدا بودن خود به شك بيندازد در واقع به او گفت اگر پسر خدا هستي ثابت كن اين سنگها را تبديل به نان كن همين سؤال را از عيسي زمانيكه بر صليب آويخته بود نمود كه گفت اگر پسر خدا هستي از صليب فرود بيا در واقع وسوسه فرود آمدن  از صليب اساساً مشابه به وسوسه تبديل كردن سنگ به نان بود اما عيسي بر شيطان فائق آمد.

همانطوريكه در بالا اشاره كرديم وسوسه نخست عيسي معادل شهوت جسم است كه يوحنا آنرا بيان داشته است و ميوه ي ممنوعي كه آدم و حوا از آن خوردند خوش خوراك بود. مسيح در جواب شيطان بيان مي كند كه بايد تنها بخدا اعتماد كرد و بر حسب كلامش زيست نمود. انسان تنها با خوردن نان نمي تواند زندگي روحاني داشته باشد بلكه به خوراك روحاني يعني كلام خدا احتياج دارد يعني پذيرفتن خواست خدا براي زندگي.

دومين وسوسه ي عيسي وسوسه اي بود تا از طريق انجام آيات و معجزات نشان دهد كه پسر خداست. اين وسوسه اي بود براي ذهن عيسي كه با شهوت چشم در اول يوحنا و ميوه ي ممنوعي كه آدم و حوا از آن خوردند براي چشم خوشنما بود انطباق دارد. ليكن عيسي به جهان نيامد تا حكومتي دنيوي داشته باشد. او به جهان فرستاده نشد تا مورد احترام انسانها قرار گيرد او آمد تا رنج برده براي گناهان ما بميرد بنابراين ضروري بود كه وسوسه شيطان را رد كند.

سومين وسوسه ي عيسي در واقع بزرگترين وسوسه او بود. شيطان به عيسي وعده اقتدار بر تمامي حكومتهاي جهان را داد عيسي مي توانست شاه شاهان بر روي زمين گردد و كل جهان را بدست آورد اما براي اينكار فقط يك شرط وجود داشت و آن اينكه عيسي مي بايست بجاي خدا شيطان را پرستش كند.

در واقع اين وسوسه ي وسوسه تكبر بود يعني غرور زندگاني كه در اول يوحنا بيان شده و معادل ميل به شبيه بخدا شدن و كسب دانش و خرد مي باشد كه در پيدايش فصل سه آمده است. اما عيسي آنرا رد مي كند و براي سومين بار بر شيطان پيروز مي گردد.

مسيح در مقابله با هر سه وسوسه از كلام خدا استفاده مي كند در واقع نشان مي دهد كه كلام خدا چگونه مي تواند بعنوان اسلحه اي براي چيره شدن بر شيطان و مقاومت در برابر وسوسه مورد استفاده قرار گيرد. كلام خدا شمشير روح است و آن بخشي از تسليحات يك مسيحي مي باشد كه اگر در برابر شيطان مقاومت كنيم از ما خواهد گريخت هنگاميكه وسوسه گر مي آيد همچون عيسي بگوييم. دور شو از من اي شيطان. آمين .

تفسير انجيل از كشيش توما شينو