|
در اين قسمت از انجيل مشاهده مي شود كه عيسي همراه با شاگردانش به قيصريه فيليپس شهر در شمال اسرائيل مي رفتند. عيسي از آنها مي پرسد مردم مرا چه كسي مي دانند من كيستم آنها مي گويند: برخي فكر مي كنند كه او يحيي تعميد دهنده است و ديگران فكر مي كنند كه او يكي از انبياي عهد عتيق است. مثلاً الياس يا ارميا نبي.
عيسي مي دانست كه ديگران درباره او چه فكر مي كنند آنچه براي او مهم بود اين بود كه شاگردان خودش درباره او چه عقيده اي داشتند بنابراين سؤال مي كند شما مرا كه مي دانيد؟ پطرس به نمايندگي پاسخ مي دهد تو مسيح پسر خداي زنده هستي. اينجاست كه عيسي بركت عظيمي را بر پطرس ارزاني داشت و به او گفت: خوشابحال تو اي شمعون زيرا جسم و خون اين را بر تو كشف نكرد، بلكه پدر من كه در آسمان است. مي بينيم ايمان هدية خدا است فقط خدا است كه بر ما آشكار مي كند كه مسيح كيست.
سپس عيسي به شمعون فرمود تويي پطرس و بر اين صخره كليساي خود را بنا مي كنم. منظور عيسي اين بود كه پطرس و ديگر رسولان شالوده كليساي مسيح خواهند بود. قدرت مرگ بر اين كليسا استيلا نخواهند يافت مسيح با پيروزي خود بر مرگ قلعة مستحكم شيطان را نابود ساخت و اسراي آن را آزاد كرد. همچنين مي بينيم كه مسيح كليدهاي ملكوت آسمان را به شاگردانش مي سپارد و مي گويد: آنچه را بر زمين ببنديد در آسمان بسته گردد و آنچه در زمين بگشايد در آسمان گشاده شود. يعني رسولان را مقرر فرمود تا كليسايش را بنيان گذارند و رهبران آن باشند و به آنها اقتدار مي بخشد كه پيام نجات را موعظه كنند و آناني را كه در اثر ايمان نجات مي يابند وارد كليسا سازند. ايشان از او قدرت بستن و گشادن به معني استقرار قواعد رفتاري در زندگي روزمره را به دست آوردند. اين بدين معني است كه ايشان اقتدار يافتند تا مباني عقيدتي صحيح را تعيين كنند. معلمين دروغين و گناهكاران كه توبه نمي كنند تنبيه كنند و در كليسا با قدرت كامل عمل نمايند. آمين .
تفسير انجيل از كشيش توما شينو
|