پیغام پاپ اعظم بندیکت شانزدهم به مناسبت فرا رسیدن

چهل و نهمین سالگرد روز جهانی دعا برای دعوت

برادران و خواهران گرامی

چهل و نهمین سالگرد جهانی دعا برای دعوت که در روز 29 آوریل  مصادف با چهارمین یکشنبه رستاخیز برگزار خواهد گردید، بر موضوع « دعوت هدیه ای از شفقت خدا» خواهد بود. سرچشمه ی همه هدیه های کامل خدا محبت است. « هر که در محبت ساکن است در خدا ساکن است و خدا در وی» (اول یوحنا 4: 16)

            کتاب مقدس روایت این رابطه نزدیک و حقیقی بین خدا و انسان را از همان آغاز خلقت بیان می نماید. حضرت پولُس رسول در رساله ی خود به افسسیان،   با سرودی با حمد و ستایش و سپاس گذاری برای خدا می سراید که با لطف و مهربانی خود بوسیله ی نجات بشریت در طول قرنها، به ما ارزانی داشته است که همانا نقشه ی او برای بشریت است. همانطور که رسول می فرماید، در پسر یگانه ی خود، مسیح، « چنانکه ما را پیش از بنیاد عالم در او برگزید تا در حضور او در محبت، مقدس و بی عیب باشیم» (افسسیان 1: 4 ). خدا ما را محبت نموده است قبل از موجودیت ما؛ و توسط محبت بی قید و شرط خود ما را از هیچ آفرید (دوم مکابیان 7: 28 ) تا ما را به سوی رابطه ی کامل با او هدایت نماید.

            نویسنده مزامیر متحیّر شده از این عظمت کار خدا چنین می فرماید: « چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشت های توست، و به ماه و ستارگانی که تو آفریده ای، پس انسان چیست که او را به یاد آوری، و بنی آدم که از او تفقد نمایی؟«( مزمور 8: 3-4). بنابراین ژرفای حقیقت موجودیت ما در این راز عظیم نهفته شده است که هر مخلوق، به طور اخص هر انسان، ثمره و نتیجه رحمت خدا و محبت بی کران و ازلی اوست.« ( ارمیا 31: 3 ).  کشف حقیقت این راز است که ژرفای زندگی ما را دگرگون می سازد. در یکی از صفحات معروف کتاب اعترافات قدیس آغوستین، با اکتشاف خدا، زیبای کامل و محبت بی کران؛ به وجد می آید همان خدایی که همواره به او نزدیک بود و در نهایت موجب گردید تا قلب و خرد خود را به سوی او بگشاید، می فرماید: « ای آن که زیبای ات هم دیرینه است و هم تازه، عشق به تو را چه دیر فرا گرفتم! چه دیر عاشقت شدم! تو در من بودی  و من در جهان بیرون از خود به سر می بردم، تو را بیرون از خود می جستم و از آن روی که خود چهره ای کریه داشتم، به مخلوقات نیکو سیمایت دل می بستم. تو با من بودی.

اما من با تو نبودم. زیبایی های این جهانی مرا از تو دور می ساخت. و البته آنها اگر به تو قائم نبودند، اصلاً وجود نمی داشتند. مرا خواندی؛ به آوایی رسا مرا بانگ زدی و حصار ناشنوایی ام در هم شکستی. بر من در خشیدی و نور تو احاطه ام کرد؛ کوری مرا به گریز وا داشتی. شمیم خود بر من افشاندی، آن را بوییدم و اکنون نفس زنان، آم عطر دل پذیر را تمنا می کنم. طعم تو چشیدم و اکنون گرسنه و تشنه ی توام . مرا نوازش کردی و اکنون از عشق با آرامشی که در تو یافت می شود. می گدازم. ( دفتر دهم : 27 تا 38 ) با این کلمات است که قدیس این راز شگفت انگیز که در ملاقات خود با خدا و محبتی که از او جاری است مکشوف گردید، سعی می کند چگونه متغیر شدن موجودیتش را بیان نماید.

            مقصود، محبتی است که بر ما مقدم می باشد و ما را در طول این راهی که در زندگی میپیماییم، حمایت می کند و ریشه های آن به طور یقین از خدا تغذیه می شوند و از او سرچشمه می گیرند. با رجوع به راز کهانت ، پاپ مرحوم نیکبخت ژان پل دوم تأکید می نماید: « هر گونه عمل در خدمت کهانت، که به سوی خدمت به کلیسا سوق دارد، بیشتر در محبت و خدمت بی قید و شرط به کلیسا و عیسی مسیح ، رئیس، شبان و داماد این کلیسا رشد نموده پرورش می یابد. محبتی که همیشه در جواب به دعوتی آزاد و بی اجبار خدا در مسیح شکل می گیرد.» هرگونه دعوت خاص از حرکت آغازین خدا که هدیه ای از رحمت اوست، منشأ می گیرد . چرا که اوست که اولین قدم را بر می دارد نه به خاطر خوبی که از ما می بیند بلکه به سبب حضور محبت او در ما « زیرا که محبت خدا در دلهای ما به روح القدس که به ما عطا شد ریخته شده است» ( رومیان 5:5).

 

ادامه مطلب