يكشنبه هفتم روزه (عيد اوشعنا)

انجيل متي فصل 21 آيه 1 الي 11

عيد گذر در حال فرا رسيدن بود و يهوديان جهت برگزاري اين عيد به اورشليم مي آمدند آنها از خود سؤال مي كردند كه آيا عيسي هم خواهد آمد يا نه. زيرا فريسيان و رؤساي كهنه تصميم گرفته بودند او را به كشتن دهند و دستوراتي صادر كرده بودند كه هر كس از جاي وي باخبر باشد بايد به اطلاع آنها برساند تا وي را دستگير نمايند.

عيسي قبل از رفتن به اورشليم شاگردانش را از آنچه بر وي خواهد آمد مطلع مي سازد و چنين مي گويد: اينك به اورشليم مي رويم و پسر انسان به دست رؤساي كهنه و كاتبان تسليم شود و بر وي فتواي قتل دهند او را به امتها سپارند و خواهند كشت و روز سيم خواهد برخاست. چون به اورشليم نزديك مي شدند عيسي دو نفر از شاگردان خود را فرستاد تا كره الاغي را بياورند پس او سوار بر همين مركب حقير به پايتخت وارد شد.

انبوه مردم به استقبال وي آمده جامه هاي خود را بر سر راه وي مي گستردند و شاخه هاي نخل را تكان داده مسيح پادشاه اسرائيل را به آواز بلند حمد مي گفتند مبارك باد كسي كه به نام خدا مي آيد هوشيعانا در اعلي عليين به همان ترتيبي كه زكرياي نبي اعلام كرده بود اينك پادشاه تو مي آيد او عادل و صاحب نجات و حليم مي باشد و بر الاغ و بر كره الاغ سوار است.

اين سادگي و بي ريايي بايد جهت آناني كه براي وي شادي سر مي دهند روشنگر اين موضوع باشد كه وي براي احياي پادشاهي دنيوي جد خود داود نيامده است او بر اورشليم مي گريد چون اورشليم به اين علت كه پيام صلح نجات دهنده را درك نكرده ويران خواهد شد. ورود مظفرانه عيسي به اورشليم پيشنمود پيروزي نهايي وي بر مرگ است جمعيتي كه در اورشليم نجات دهنده خود را با صداي بلند حمد مي گفت و ايمانداران امروز كه خدا را ستايش مي كنند هر دو داراي يك شوق مشترك مي باشند و آن اينست كه آنها در عيسي نوري را مي بينند كه ظلمات را روشنائي مي بخشد.

با وجود اين انسان در پذيرفتن يا رد كردن نجات دهنده خود آزاد است انسان نه به دليل ترس و اجبار از وي پيروي مي نمايد بلكه بخاطر الحاق آزادانه به محبتش به همين خاطر همه آنهائي كه در اورشليم شاهد معجزات عيسي و رستاخيز ايلعازر و ورود مظفرانه او به اورشليم بودند به وي ايمان نياوردند. چون ايمان به واسطه مدرك و دليل به وجود نمي آيد بلكه از آزادي و محبت سرچشمه مي گيرد.

اناجيل بخوبي نشان مي دهند كه يهوديان در روزهاي قبل از رنج و مرگ عيسي به دو دسته تقسيم شدند يك دسته طالب مرگ عيسي بود و دسته ديگر كه بعدها مسيحي خوانده شدند كساني بودند كه عيسي را شناخته او را بعنوان مسيح احترام مي گذاردند.

كليسا كه در وي پسر خدا را مي بيند كه براي پادشاهي به اورشليم آسماني وارد مي شود چنين دعا مي كند: بياييد راه را با او بپيماييم به همراه او به صليب آويخته شويم از لذات دنيوي چشم بپوشيم تا با او زندگي كنيم و فرياد بلند او را بشنويم كه مي گويد: ديگر بسوي اورشليم براي متحمل شدن درد و رنج نمي روم بلكه بسوي پدر خود و پدر شما خداي خود و خداي شما مي روم تا شما را بسوي اورشليم آسماني و ملكوت آسمانها همراه خود ببرم. آمين .

تفسير انجيل از كشيش توما شينو