يكشنبه هفتم تابستان

انجيل لوقا فصل 18 آيه 1 الي 14

در اينجا عيسي مثلي در مورد بيوه زني مي آورد كه به يك قاضي ظالم مراجعه مي كند. وي داوري شرير بود كه عدالت و رحمت را در مورد انسانها جاري نمي ساخت او منتظر شد تا بيوه زن به وي رشوه دهد.

اما آن زن بسيار فقير بوده تنها وسيله او براي حصول داوري سماجت بود. سرانجام تنها در اثر پافشاري قاضي را وادار به داوري نمود. سپس عيسي داور بي انصاف را با خدا مقايسه مي كند. اگر يك داور شرير و بي انصاف به داد يك بيوه زن برسد چقدر بيشتر خداي رحيم و عادل به داد برگزيدگان خود خواهد رسيد.

از اين مثل به دو نكته عمده پي مي بريم. اولاً خدا نيز مانند داوري بي انصاف ممكن است هميشه به تقاضاي ما فوراً پاسخ ندهد وي مي خواهد كه هر يك از ما نوعي بي عدالتي و ظلم را تجربه كنيم تا ايمان ما آزموده شود و همچنين مي خواهد كه در اين دنيا در رنج مسيح شريك گرديم تا در جهان بعدي در جلال او نيز سهيم باشيم بنابراين بايد درك كنيم كه اگر خدا اجازه دهد كه براي مدتي رنج ببريم اين براي خيريت ما است.

دومين چيزي كه مي توان از اين مثل آموخت اينست كه بايد در دعا مُصر باشيم خدا مي خواهد كه ما دعا كردن را ادامه دهيم حتي اگر پاسخ آن فوري فرا نرسد وي مي خواهد كه ما پافشاري كنيم. علت آن اينست كه ما بايد ايمان خود را نشان دهيم به خصوص بايد به هنگام زحمات و سختيها در دعا مُصر باشيم يعني هنگاميكه ايمان ما در معرض آزمايش قرار مي گيرد. همانطوريكه عيسي فرمود هر كه تا به آخر صبر كند همان نجات يابد.

بايد دانست كه صبر امتحان را بوجود مي آورد يعني اينكه صبر و استقامت باعث رشد شخصيت و تقويت خصوصيات اخلاقي ايماندار گشته و باعث بلوغ روحاني مي گردد. بوسيله صبر و استقامت در حين سختي و مصيبت است كه ايمان ما پولاد آبديده شده از كوره آزمايش محكم و سربلند بيرون خواهد آمد.

البته دو نوع مصيبت و سختي وجود دارد يكي آن سختي و ضربه اي كه ناشي از حماقت و ناداني و گناه خود ماست كه نبايد به آن فخر كرد و مصيبت دوم آن است كه به جهت عدالت و بخاطر مبارزه با گناه تحمل مي نماييم در اين نوع مصيبت است كه مي بايستي فخر نمود.

پس ما بايد با ايمان به خدا استقاثه كنيم و هرگز شك نكنيم كه در آخر به داد ما خواهد رسيد ممكن است كه وي در اين دنيا به داد ما نرسد. ليكن در جهان بعدي يقيناً به داد ما خواهد رسيد.

پس ما نيز همانند آن بيوه زن پشتكار داشته باشيم و در دعا دست از اصرار نكشيم و مأيوس نگرديم. آمين .