موعظه ی پاپ اعظم بندیکت شانزدهم در اجتماع دعای شب آغاز سوبارا

زندگی که متولد می گردد

برادران و خواهران گرامی

 

با برگزاری این نماز شب، خدا شقفت آغاز نمودن سال جدید لیتورجی را به برکت اولین قدم که همانا سوبارا یا انتظار است به ما عطا می نماید. سوبارا، زمانی که خاطره حضور خدا را در میان ما را تجدید می نماید. هر آغاز شفقت مخصوص و تازه ای را که همان برکت خدا است با خود به ارمغان می آورد. در این سوبارا، بار دیگر نزدیکی او که خالق جهان است را به ما تجربه خواهیم نمود. همانی که راهنمای تاریخ است و تا اینکه با ابهت الهی خود  به شکل انسان در آمد. راز نهفته و شگفت انگیز خدا در میان ما است، یا بهتر بگوییم خدایی که شکل یکی از ما را به خود می گیرد. همان رازی که توسط مراسم های دعا و قداس قربانی مقدس در طول هفته هایی که ما را به میلاد باشکوه او نزدیک میکند، برگزار خواهد گردید.

در طول هفته های سوبارا شاهد خواهیم بود چگونه کلیسا همانند مریم مقدس با عطوفت مادری ما را برای تجربه ی انتظار پر شور و شوق آمدن خداوند قدم به قدم همراهی می کند و ما را توسط محبت خدا که رهایی و تسلی می دهد در آغوش می کشد.

در حالی که قلبهایمان ما را بسوی برگزاری مراسم باشکوه میلا منجی بشریت سوق می دهند، طاخسا( لیتورجی) دیدگان مان را به سوی هدف نهایی که همان ملاقات خداوند که در شکوه جلال خواهد آمد متوجه می کند. به همین خاطر هر زمان که ما در مراسم قداس قربانی مقدس مرگ و رستاخیز او را به یاد می آوریم و در انتظار بازگشت دوباره ی او هستیم، در دعا و نیایش به سر می بریم.  لیتورجی بی امان ما را پشتیبانی می کند و به ما جرأت می بخشد تا همانند سخنان یوحنای مقدس در آخر کتاب مکاشفه، فریاد بزنیم« بیا ای خداوند عیسی»(مکاشفه 22: 20).

برادران و خواهران عزیز، اجتماع ما در این شب برای آغاز نمودن راه سوبارا، دلیل مهم و با ارزش دیگری هست که ما را همراه با کلیسا برای برگزاری مراسم باشکوه دعا برای زندگی که متولد خواهد شد شوق و سرور می بخشد، چرا که امشب می خواهیم مراسم دعای شب را با شکوه بیشتر برای زندگی که متولد خواهد گردید بخوانیم. می خواهم از همه ی کسانی که این دعوت را پذیرفتند و کسانی که خود را برای محافظت و نگه داری زندگی انسانی در هر شرایط نیاز، بخصوص، در لحظات آغازین و اولین قدم ها وقف می کنند نهایت قدر دانی خود را ابراز دارم. آغاز سال لیتورجی بار دیگر انتظار خدا که در رحم مریم باکره جسم بخود می گیرد را برای ما زنده می کند، خدایی که خود را طفل کوچکی می کند، از ظهور خدایی  که نزدیک است سخن می راند، خدایی که می خواهد راه زندگی انسانی را از همان بدو تولد بپیماید و این چیزی نیست جز رهایی کامل انسان. بنابراین راز تجسد خداوند، و شروع زندگی انسانی، به صورت صمیمانه و هماهنگ در تنها نقشه رهایی خدا، بهمدیگر متصل می باشند. پروردگار زندگی هر انسان، و تمامی انسانها. راز تجسد با شکوه شگفت آور خود بر ما مکشوف می سازد که چگونه زندگی هر انسان دارای هویتی والا مقام و منحصر به فرد است.

انسان در مقابل همه ی مخلوقات که روی زمین می باشند، دارای اصالتی است غیر قابل مقایسه. خود را به عنوان موجودی که دارای هوش و اراده ی آزاد است، یکتا و شگفت انگیز معرفی می کند. زیرا که دارای جسم کامل و واقعی است. و همزمان در دو بُعد جسمانی و روحانی زندگی می نماید. همانگونه که حضرت پولوس رسول در اولین رساله ی خود به تسالونیکیان می فرماید: «خدای صلح، خود، شما را به تمامی تقدیس کند، و سراپای وجود تان، از روح و نَفْس و تن»(5: 23). بنابراین شامل روح و روان و جسم هستیم و جزوی از جهان وابسته به امکانات محدودیتها، و شرایط مادی هستیم و در عین حال، با آینده نگری در تلاش  برای گفتگو با خدا برای پذیرفتن او در زندگیمان هستیم.

در روی زمین در تلاش هستیم و به واسطه ی آن می توانیم حضور خدا را دریافته و به سوی او که حقیقت و راستی و کمال زیبایی است، در حرکت باشیم. می توانیم لذت زندگی و شادی و سرور را بچشیم و تکامل در او را آرزو نماییم.

پروردگار ما را دوست داشته بدون در نظر گرفتن تفاوتها محبت می نماید و ما را برای برقراری روابط دوستانه فرا می خواند. و ما را شریک حقایق الوهیت خود که برتر از هرگونه تفکر و کلام است، می کند. با قدردانی از این نعمت هویت غیر قابل توصیف انسانی و مسؤلیت خطیری که بر عهده داریم را ارج نهیم. مسیح، آدم جدید، همانگونه که مجمع  واتیکان دوم می فرماید: عیسی مسیح با مکشوف ساختن راز پدر و محبت او، راز انسان را نیز بر خود انسان مکشوف میسازد و برای قبول کردن دعوت ارزشمندی که از جانب خدا فرا خوانده شده است، آگاه میسازد. « با تجسد گرفتن خود، پسر خدا به گونه ای با انسان پیوند یافت».

 

ادامه مطلب