قبل از هر چيز، دعــا

ملاقات بيش از هفت هزار بچه با پاپ اعظم بنديكت شانزدهم

روز شنبه 30 مي 2009 برابر با 9 خرداد 1388 در سالني كه به اسم  پاپ پل ششم در واتيكان كه گنجايش 10 هزار نفر را دارد، بيش از 7 هزار بچه دختر و پسر از  سازمان پاپي "طفل مقدسبا پاپ اعظم بنديكت شانزدهم ملاقات كردند. با اينكه اين خبر دير به دستمان رسيد اما جالب ديديم  كه آنرا به عرض خوانندگان و بينندگان عزيز اين سايت برسانيم. اين متن از مجله اي به نام 30 روز  در شماره 5 سال 2009 كه در صفحه 43 به زبان انگليسي به چاپ رسيده بود گرفته شده و گفتگوي ذيل ميان اين بچه ها و پاپ اعظم بعمل آمده است.

 

اسم من لاتيسيا است و از شما سؤالي دارم:  پاپ بنديكت شانزدهم  عزيز، نامه شما تحت عنوان « بچه ها ، بچه ها را ياري دهند » براي خود  شما چه معني دارد؟ وقتيكه بچه بوديد آيا تصور مي كرديد كه يك روز پاپ خواهيد شد؟

راستش را به شما بگويم، من  هرگز به اين فكر نيفتاده بودم  كه روزي پاپ خواهم شد. همانطوريكه قبلا هم گفتم من در شهري كوچك و دور از مركز شهر  در يك ايالت دورافتاده متولد شدم و يك بچه خجول بودم. ما خوشحال بوديم كه در اين شهر كوچك زندگي مي كرديم و به فكر چيز ديگري نبوديم. به ما ياد داده بودند كه پاپ آن زمان، پيوس يازدهم را دوست بداريم، او براي ما يك شخصيت بزرگ و از يك دنياي كاملاً متفاوت بود. او پدر روحاني ما و در عين حال مقامي والا  بود.  امروز بايد اقرار كنم كه با سختي مي توانم درك كنم كه چگونه خداوند مرا براي اين مقام برگزيد، ولي آنرا از دستهاي او پذيرفتم. حتي اين براي من تعجب آور است و از قدرت من فراتر اما خداوند مرا كمك مي كند.

 

پاپ بنديكت شانزدهم عزيز اسم من الكساندرو است. مي خواهم از شما سؤال كنم: شما رهبر مبشرين هستيد چگونه ما بچه ها  جهت  بشارت انجيل مي توانيم شما را ياري دهيم؟

شما نخست بايد با سازمان پاپي "طفل مقدس" همكاري كنيد،اينگونه مي توانيد عضو اين خانواده بزرگ شده و انجيل را به تمام دنيا اعلام كنيد. اين خانواده از افراد گوناگون متشكل مي شود و همه شما عضو اين خانواده بزرگ به حساب آمده و هر يك سهم خود را داشته و همه با هم مبشرين (ميسيونرها) ميباشيد و كارت بشارت كليسا را دارا هستيد. بدينسان  شما  نقشه بسيار زيبايي را اجرا ميكنيد. همانطوريكه سخنگوي شما گفت:  گوش كنيد، دعا بخوانيد، درك كنيد، مشاركت و محبت نماييد كه در حقيقت اينها عناصر اصلي بشارت ميباشند. در اينجا مايل هستم بر بعضي از اين نكات تاكيد نمايم.

قبل از هر چيز دعا كردن :  وقتيكه دعا مي كنيم خدا دعاي ما را مي شنود، خدا وارد زندگي ما شده در ميان ما حضور پيدا كرده و در ما كار مي كند. دعا كردن بسيار مهم است كه مي تواند دنيا را عوض كند زيرا قدرت و توانائي خدا را ظاهر مي كند و بسيار مهم است كه براي يكديگر دعا كنيم چه در نماز جماعت وچه در خانواده. در اينجا مي خواهم بگويم بسيار مهم است كه روزمان را با دعاي كوچكي شروع كنيم و با دعا آنرا به پايان برسانيم. والدينمان را دعا كنيم. قبل از صرف غذا و بعد از آن دعا كنيم. در روز يكشنبه دعا كنيم. بايد گفت كه يكشنبه بدون شركت در قرباني مقدس كه دعاي عظيم و همگاني است، روز يكشنبه حقيقي نمي باشد، زيرا فاقد قلب يكشنبه است. شركت در مراسم نماز قربان مقدس قلب و جوهر يكشنبه است و نوري است كه تمام روزهای هفته را منور مي كند واز اين طريق مي توانيد به آنهائيكه در منزل دعا نميكنند و يا اصلاً دعا كردن را بلد نيستند كمك كنيد و دعا كردن را به آنها ياد بدهيد.

سپس گوش فرا دادن :  گوش فرا دهيد و ياد بگيريد كه عيسي براستي چه مي گويد: كتاب مقدس را مطاالعه كنيد. تا بتوانيد با چهره خدا كه در عيسي ظاهر شد آشنا شويد.  بسيار مهم است كه عميقاً با عيسي رابطه شخصي برقرار كنيم تا او از اين طريق وارد زندگي ما شده و توسط ما وارد عالم گردد.

 

همچنين  مشاركت كردن :  همه چيزها را فقط براي خودتان نخواهيد بلكه ديگران را هم در آنها سهيم كنيد وسايل را با ديگران تقسيم كنيد اگر پسر و يا دختري نيازمند چيزي است بايد او را كمك كنيد. بدينوسيله بدون نياز به سخن گفتن  محبت خدا را در دنياي شخصي خود  آشكار ساخته كه آنهم جزئي از دنياي بزرگتري ميباشد. و ما اينطور با همديگر عضو خانواده بزرگتري ميشويم كه در آن هر كس به ديگري احترام قائل ميشود.  كسانيكه از  نظر شما بد اخلاق هستند را بپذيريد و هيچ كس را به حاشيه نرانيد، بلكه همه را در ميان خود بپذيريد. زيرا كه همه در خانواده بزرگ كليسا زندگي مي كنند،  يك خانواده بزرگ بشارتي، براي عملي كردن اين نكات اساسي همانند مشاركت،  شناخت عيسي مسيح، دعا كردن، گوش فرا دادن متقابل و همبستگي كه كار بشارتي است، براي اينكه انجيل (مژده) را در اين دنيا به واقعيت  مي رساند.