|
اين روزي است كه خداوند آفريد
برترين شاديها مرا وادار مي كند كه امروز كلمات داود را تكرار نمايم: « اين است روزيكه خداوند آفريده است. بيائيد تا در آن شادي نمائيم» . اين است روزيكه همتاي قبلي نداشته و همتاي بعدي نيز نخواهد داشت. اين است جشن و سرور تمام اعياد. اين است جشن بزرگ كه امروز به تمام كليساها اعطا گرديده است. خوش آمدي اي نوروز كه در تو سلطان و حاكم تاريكي نابود گرديد. بخوشي آي روزيكه همانند ديروز نيستي زيرا در تو حكمروائي شب زائل شد. خوش آي روز روشن كه حامل توده زيبائي. خوش آي تسليت دهنده پريشانان، مُفَرِح پشيمانان، جمع كننده آوارگان، جمع كننده دور افتادگان، سُرور آور تنگ دلان، تسلي بخش ترسويان، روزيكه خبر خوش به گوش شاگردان رساندي، خوش آي اي روزيكه غروب نميكني و صبحگاه شاد كه افول ترا پريشان نمينمايد، خوش آي اي روزيكه مرگ ترا دنبال نمي كند و رستاخيزي كه مصادف با سقوط نيست. خوش آي اي نخست زاده روزها كه جهان با مواهب تو جمال پوشيد. در تو مرگ فرو نشست و زندگي سرافراز گرديد، در تو درهاي بَرزَخ بسته شد، در تعميد افتتاح گرديد، سمت چپ چول و ويرانه و سمت راست غوغا مي كند.
ديروز شبان ضربت خورد و گوسفندانش دربدر شدند، امروز گرگها گريختند و گله شادمان گرديد، ديروز يهودا رشوه گرفت و قيافا مشورت كرد و گوش شنوا داشت. حَنان حكم صادر مي كرد، كاتبان در اضطراب بودند. پيلاطوس روي اركه جلوس كرده در حاليكه سَرورمان ستون را دربرگرفته و تازيانه اش مي زدند. اندراوس گريزان، شمعون منكر، يوحنا دور افتاده، توما پنهان، يعقوب مات و مبهوت و تمام شاگردان در تمام نواحي دور افتاده بودند. اما امروز قيافا حيران است. حَنان شرمنده، يهودا بردار آويزان و خفه، سكه هاي نقره پست شده، كاهنان ساكت، روساي كنيسه از شرم، چهره خود را پوشانده اند، لاويان يكديگر را ملامت مي كنند.
پيلاطوس در شگفت و جاسوسان و سربازان سر نگون شدند و جماعت گرگان پراكنده شد. شبان با گوسفندان خود تكلم كرد و نفس وي به مشام آنان رسيد و به هيجان درآمدند. مريم سُرور مي كند، شاليم شادمان است، مجدليه حامل مژده صلح و سلام است، شاگردان سرافراز شدند، حواريون از مخفيگاه خود بيرون آمدند، شمعون و يوحنا به سمت قبر مي دويدند، متي و برتلماي به وجد درآمدند، اندراوس و يعقوب غم و اندوه خود را فراموش كردند، توما اعتراف مي كند، به خدائي مسيح. پيلاطوس تمجيدگر است، راه قبر پر غوغا است و راه جلجله چول و ويران است. اندوه و پشيماني در سمت چپ و تسليت در سمت راست قرار گرفت. مدخل قبر حجله كُشته گرديده است. اينجا همه با هم به صدا درآئيم و بگوئيم:
« اي مرگ، پيروزي تو كجاست و اي مرگ، نيش تو كجا؟ » امروز نگهبانان رشوه دريافت كرده و گفتند: « وقتيكه خوابيده بوديم شاگردان وي او را دزديدند و بعد از آن خود را به مريم مجدليه نشان داد و رسولان با وجد و روسفيدي اقرار كردند: « مي دانيم كه مسيح از ميان مردگان قيام كرده و ديگر نخواهد مرد و مرگ بر وي چيره نخواهد شد. »
بنابراين از آنجائيكه به اين سُرور شگرف آور خوانده و به اين راهپيمائي شاد دعوت شده ايم يكديگر را با محبت حقيقي در آغوش بگيريم و ببوسيم. به يكديگر درود بگوئيم، درودي كه بدون ريا باشد، درودي كه از جمله دوروئي و درود يهودائي نيست كه پاداشش بر دار آويزان شدن بود، بلكه درودي كه سرورمان به شاگردانش در بالا خانه گفت. درود بر همه شما زيرا كه درود باطل كننده دشمني كهنه است. و چون براي صلح و صفا و درود صميمي طبق سنن عادي دعوت و جمع شده ايم، رستاخيز مسيح بر شما مبارك باد و زندگي مسيح در شما افزون باد. و يكديگر را از صميم قلب محبت نمائيم و چونكه به اين درود و سلام خوانده شديم همگي با هم كف بزنيد و آن كسيكه امروز از ميان مردگان برخاست بسيار تمجيد كنيد و او را بزرگ داريد و روحاً ثنا گوئيد. زيرا كه با قيام خود همگي ما را قيام داد. آمين .
|