|
مار شمعون در 25 تشرين دوم سال 1917 بدون فوت وقت با مشاورين خود كه عبارت بودند از روساي قبايل و طوايف آشوري به رايزني پرداخت. پس از 4 ساعت مذاكره و رايزني و مشاوره تصميم گرفته شد كه افراد مسلح آشوري را به 4 گروه يا 4 لشگر تقسيم نمايند و در رأس هر لشگر يك فرمانده قرار دهند.
لشگر اول تحت فرماندهي داود افندي بيت مار شمعون لشگر دوم به ژنرال آقا پطروس ايليا و لشگر سوم به ملك خوشابه و شمشه اسحاق شليمون شمعوني و يك سرهنگ روسي بنام كوندراتو مشتركاً واگذار گرديد و لشگر 4 تحت فرماندهي ژنرال رافائيل خان قرار گرفت كه البته ساماندهي اين قشون توسط پاطريارك مار شمعون به اطلاع مقامات ايراني رسيد ولي چون دولت ايران قادر به حفظ سرحدات غربي ايران از تعرضات عثمانيان نبود لذا با تشكيل اين چهار لشگر كه متضمن تامين امنيت براي اهالي غربي آذربايجان بودند مخالفتي بعمل نيامد و رسماً پاسداري و نگهباني از مرزها و سرحدات غربي ايران بعهده اين فرماندهان غيور از جمله رافائيل خان قرار گرفت.
در پنجم ايار 1918 رافائيل خان در جنگ باراندوز چاي بر عليه خيري بيك عثماني و اكراد با 6 هزار جنگجوي عثماني و اكراد كه جهت تصرف اورميه اقدام نموده بودند شركت جست و در اين جنگ رافائيل خان به همراه ابراهيم خان ارمني مامور نگهداري و پاسداري از مناطق دربرود تا ديزج تكيه بودند كه با شجاعت تمام و با از جان گذشتگي به همراه ديگر سرداران آشوري و ملك هاي آشوري جنگ را به نفع آشوريان به پايان رسانده و غنايم بسياري نصيب قشون آشوري گرديد.
در سال 1918 در هشتم نيسان در جنگ دره قاسملو كه قشون تركهاي عثماني در دره قاسملو مستقر گرديده و قصد حمله به اورميه و دهات اطراف را داشتند و عده قشون عثمانيها با حمايت اكراد بالغ بر 9 هزار نفر بودند كه به انواع سلاحهاي جديد مسلح بودند و سردار سپاه قصد داشت كه در روز جنگ شام را در اورميه صرف نمايد كه هرگز ميسر نگرديد و لذا نقش رافائيل خان در اين جنگ كه فرمانده بخشي از قشون آشوري بوده و به همراه بارون ارسن مامور قطع رابطه و راه سلدوز و دره قاسملو بودند زيرا اگر كمكهاي لازم به قشون عثماني مي رسيد تصرف اورميه و دهات اطرافش حتمي بود. رافائيل خان با قطع رابطه سلدوز به دره قاسملو و با شجاعت و درايت مخصوص به خودش اين ماموريت را به نحو احسن انجام داد و نتيجتاً جنگ دره قاسملو به نفع نيروهاي آشوري و اضمحلال قشون تركهاي عثماني به پايان رسيد و در آخر 500 نفر از نيروهاي عثماني به اسارت قشون آشوريان در آمدند و به همراه بسياري از غنايم جنگي كه به محض بردن اسراي جنگي به شهر اورميه آنان را به حمام برده و با پوشاندن البسه نو و سير كردن شكمشان در نهايت خوش رفتاري از آنان نگهداري نموده بطوريكه بعد از جنگ راغب به برگشت به سرزمينشان نبودند.
رافائيل خان در شهر اورميه فوت نموده و بعد از چند سال مرحوم اسقف مار اپريم زايا دشتو اسقف كليساي كاتوليك اورميه بر مزارش سنگي كه در خور شأن آن مرحوم باشد نهاد تا نام اين بزرگ مرد از خاطره ها محو نگردد.
تهيه و تاليف: گورگيز عيسي خاني
منابع
- آقا پطروس سانخريب قرن بيستم (و منابع مربوط به آن كتاب)
- آشوريها و دو جنگ جهاني
- تاريخ آشور آقاي هانيبال گورگيز عضو سازمان اسناد ملي ايران محقق و نويسنده آشوري
|