شرح مختصري از زندگينامه رافائيل خان

 

اجداد رافائيل خان از كوههاي حكاري تركيه سالها پيش از جنگ جهاني اول به آذربايجان و سپس به شهرستان اورميه وارد شدند و در روستاي بابارود از روستاهاي شهر اورميه سكني گزيدند. در سال 1881 ميلادي رافائيل خان در روستاي بابارود اورميه ديده به جهان گشود. وي از همان سنين كودكي بسيار شجاع و دلير بود و سپس به همراه تني چند از بستگانش راهي كشور روسيه شد و در آنجا به شغل آشپزي مشغول گرديد و بعد از گذشت مدتي اين شغل را در شأن خود نديد و با اندك پس اندازي كه داشت به خريد و فروش اسلحه پرداخت و سپس بعد از چندي مذاكره مستقيم با مقامات ايران موثرترين تامين كننده اسلحه براي قواي چريكي ايران گرديد و از اين راه ثروت هنگفتي را به دست آورد.

رافائيل خان در املاك خود از نيروي كاري كردها و آشوري ها بهره مي گرفت و در اين راستا بين كردها و آشوريان نهايت اعتدال و عدالت را رعايت مي نمود و اين مسئله باعث شد تا هم آشوريان و هم اكراد او را از صميم قلب دوست داشته باشند و فرمانش را با جان و دل اطاعت مي نمودند (رافائيل خان داراي املاك و مستغلاتي نيز در قره آغاج اورميه بود كه در اين اواخر خواهرش طوطي خانم به آنها رسيدگي مي كرد).

رافائيل خان بارها به تبريز رفت و با مقامات آنجا مذاكراتي انجام داد (درباره حفظ سرحدات آذربايجان غربي). در آن هنگام اكراد و عثمانيها بطور مرتب به سرحدات ايران تجاوز مي نمودند كه در بسياري موارد رافائيل خان با آنان به مقابله پرداخته و آنها را به عقب مي راند. چنانچه در سطور بعدي به اطلاع خوانندگان گرامي خواهد رسيد رافائيل خان مشهور بود به پاسدار كشور. لياقت و مسئوليت پذيري رافائيل خان از وي چهره اي بسيار محبوب و مردم دار و متشخص ساخت و در حوزه فرماندهي خود كارهاي بزرگي را انجام داد و همواره مورد احترام رعاياي خود اعم از مسيحيان و مسلمانان بود.

از كاروانيان كه مواد خوراكي مانند گندم و قند و شكر و چاي و غيره حمل مي كردند بدون مزاحمت و بدون دريافت كمترين حق عبور در حوزه فرماندهي اش آنان را آزاد مي گذاشت تا كالاهاي كمياب آن زمان را به سلامت به مردم نيازمند برسانند.

در زمان مظفرالدين شاه قاجار 1906 1896 ميلادي كه سلطان مذكور فردي بود بسي تن پرور و خوش گذران كه مرتباً از ممالك خارجي وام دريافت مي كرد و پول كشور را در خارج از كشور و اروپا خرج مي نمود و چندان به فكر كارهاي كشورداري نبود و در همين اوان كه شاه اوقات خود را به خوشي در خارج از كشور مي گذرانيد دشمنان ايران فرصت را غنيمت شمرده و به مرزهاي اين سرزمين (ايران) تجاوز مي كردند. عده كثيري از دلاوران آشوري كه همواره از مرزهاي كشور در مقابل بيگانگان حفاظت و حراست مي نمودند جلوي حملات اين دشمنان را مي گرفتند و آنها را به عقب مي راندند. همين از جان گذشتگي ها موجب شد كه دولت وقت ايران اين عده را مفتخر به دريافت مدال افتخار و القاب و عناوين متعددي نمايد كه يكي از اين دلاوران رافائيل خان بود كه به افتخار خاني مفتخر گرديد و از آن زمان به بعد به رافائيل خان مشهور و ملقب گرديد.

بعد از شروع جنگ جهاني اول در هفدهم كانون 1914 ميلادي در جنگ ساري قميش با شركت قواي تركيه با هدف جلب قفقاز و تحريك مذهبي آنان بر عليه دولت روس با نيت تصاحب نفت قفقازيه با روسها وارد جنگ شدند و به مرزهاي ايران در منطقه مذكور تجاوز نمودند. بعلت ضعف دولت مركزي نيروهاي آشوري تحت فرماندهي ژنرال آقا پطروس و ژنرال رافائيل خان كه به پاسداران كشوري موسوم بودند با شجاعت و درايت و دليري تمام با عثمانيها و اكراد همدست تركان عثماني وارد جنگ شدند و با وجود نيرو و اسلحه بسيار كم نسبت به تركهاي عثماني آنان را از مرزهاي ايران بيرون راندند و لياقت و شجاعت خود را به اثبات رسانده و نام خود را در سرتاسر ايران و آذربايجان بعنوان سرداراني لايق به ثبت رساندند.

طي جنگ جهاني اول نظر به اينكه تركهاي عثماني با دول و سلاطين مسيحي چون انگليسيها و فرانسويان و روس ها جنگ مي نمودند لذا بدين گمان افتادند كه مبادا آشوريان تركيه كه مسيحي بودند و در قسمت كوهستاني سرزمين (حكاري) از چندين قرون قبل ساكن آن سرزمين اجدادي شان بودند به هم ديني هاي خود يعني دشمنان تركيه ملحق شوند.

لذا دولت تركيه از آشوريان آن منطقه خواست تا اسلحه خود را تحويل حكومت دهند ولي چون آشوريان هيچگونه تضميني جهت امنيت مالي و جاني نداشتند و از طرفي همواره مورد تهديد عشاير كرد بودند و كشتار ارامنه تركيه و آشوريان سرياني را از ياد نبرده بودند باعث دو چندان شدن نگرانيهاي آشوريان گشت. لذا از تحويل اسلحه خود كه تنها وسيله دفاع از جان و مال و نواميسشان بود امتناع ورزيدند و تركهاي عثماني سپاهي مجهز و متشكل از عشاير كرد فراهم آورده و به دهات عشاير آشوري حمله ور گرديدند. آشوريان بالاجبار براي دفاع از جان و مال خود مقابل عثمانيها و اكراد آماده شدند و در اين نبرد نا برابر عده كثيري مال و خانه و كاشانه و سرزمين اجدادي خود را رها نموده و با دادن تلفات بسيار خسته و كوفته و گرسنه و عريان در 16 خرداد 1916 به سوي كشور ايران روي آوردند و در شهرهاي آذربايجان (اورميه، سلماس، خوي) مستقر گرديدند. رهبريت مذهبي اين عشاير را مار بنيامين شمعون پاطريارك آشوريان به عهده داشت.

بعلت انقلابات داخلي مردم روسيه و منازعات آن كشور سربازان روسي مستقر در آذربايجان با بي نظمي فراوان با فروش اسلحه خود پست نظامي را ترك و عازم موطن خود مي شدند و در چنين اوضاع پريشان حاكم بر روسيه و آذربايجان ژنرال سيمونف فرمانده كل قشون روس به حضور مار بنيامين شمعون پاطريارك آشوريان بار يافت و وي را در جريان اوضاع نابسامان وقت قرار داد.

ادامه مطلب