|
کنتس با مشاهدۀ مؤثر بودن کوشش ونسان در بهبود منطقه ، مبلغ هنگفتی را به ونسان پیشنهاد کرد که ماُموریت دائمی اش را در هر کجا و هر زمان و به گونه ای که خود صلاح میداند را شروع کند.
در ابتدا هیچ نقشه و برنامه ای جهت شروع چنین ماُموریت خطیری بنظرش نمی آمد و از قبول چنین پیشنهادی طفره میرفت. از طرف دیگر کنتس از همسرش این اطمینان را گرفت که به او کمک کند تا مبلغان غیور را برای کار کردن در رعیتهای خود بفرستد تا دهقانان را کمک کنند. آنان حتی صحبت ایجاد چنین ماُموریتی را با برادر کنت ژان فرانسوا دی گوندی Jean Francios de Gondi اسقف اعظم پاریس کردند، کسی که دانشکدۀ بونز انفنت College Des Bons Enfant را برای محل پذیرش اجتماع جدید پیشنهاد شده، داد. کنتس هم از طرف دیگر از ونسان قول گرفته بود که تا آخر عمر مدیر روحانی و همیار او باشد.
کنتس در تابستان سال 1925 چشم از جهان فرو بست و متعاقباً ونسان به پاریس برگشت و خود را در دانشکدۀ مذکور مستقر کرد. اکنون در سن 49 سالگی با آزادی میتواند مدیریت را به عهده گیرد. او قوانین واساس نامه هایی را تدوین کرد که در سال 1632 مورد تاٌیید پاپ اوربان هشتم Urban VIII قرار گرفت. در آن سال و از آن به بعد لقب و بنیانگذار آن جماعت را قدیس لازار St Lazare برگزیدند، که پدران هیئت بشارتی لازاریستها Lazarists نام گرفت ولی عموماً آنان "ونسانی" Vincentians شناخته میشدند. اعضای این گروه شامل کشیشان و مردم عامی بودند که پس از گذراندن دوره های آموزشی به پیروی از چهار اصل عفت، اطاعت، تنگدستی و استواری سوگند یاد میکنند.
امرار معاش آنان از خزینۀ مشترک جمع آوری شده توسط خودشان تاٌمین میشود و زندگی خود را وقف پرهیزکاری و تقدس روح خویش و برگرداندن گناهکاران به مسیحیت میکنند. آنان به ماٌموریتهای مختلف مخصوصاً مناطق برون شهری برای تعلیمات مذهبی ، موعظه، و حل و فصل اختلافات و اعمال خیریه فرستاده میشوند. بعضی از آنان نیز به انجام کارهای حوزوی می پردازند.
مؤسسات آنان در اقسی نقاط جهان گسترش یافته است. ونسان خود شاهد تاٌسیس 25 مؤسسه در فرانسه، شمال ایتالیا ، لهستان و غیره بود. بااینکه وسعت پاداش خدماتش بسیار بود ولی ونسان را قانع نکرد. شور کمک به مصیبت دیدگان تا آنجا بود که او گروه "انجمن راهبان" را صرفاً برای مراقبت بیماران در تمام مناطق آغاز کرد. یکی از این گروه ها که تحت مدیریت لویز دی ماریاک Louise de Marillac بود گروه " خواهران شفقت" Sisters of Charity تاٌسیس شد که نمازخانۀ آنها در کلیسای محلی و صومعۀ آنها درخیابانهای شهر و بخشی از بیمارستان واقع شده بود. ونسان گروهی از بانوان ثروتمند پاریس را متقاعد کرد که با همکاری همدیگر گروهی بنام " بانوان شفقت" Ladies of Charity تشکیل دهند. تا آن هنگام هیچکدام از آنان به فکر مردم تهی دست نبوده اند ، ونسان از آنها دعوت کرد تا به جمع آوری خیریات عملاً به کمک تهی دستان بپردازند. او تدابیری در نظر گرفت که مقداری از این کمکها را به بیمارستانها برای علاج بیماران سالخورده ، یتیمان، و تهی دستان اختصاص دهد. در مارسل Marseilles مکانی را برای بردگان خسته ای که در کشتی کار میکردند بنا کرد. در آن زمان در فرانسه رسم بر این بود که جهت تنبیه مجرمان آنان را وادار میکردند که در کشتی های جنگی دولتی بکار اجباری بپردازند. پاهای برده ها را به زنجیر می بستند و با شلاق آنان را مجبور به پارو زدن کشتی های سنگین میکردند.. بعد از گذراندن چند سالی در زندان، جسم فرسودۀ آنان دیگر غیر قابل استفاده بنظر می آمد و آنان را رها میکردند. برای اولین بار بود که آنها برای درمان می توانستند به بیمارستان رجوع کنند و همچنین می توانستند از سایر خدمات و مزایای تعیین شده برایشان استفاده کنند. ونسان برای حضار مراسم عشاء ربانی برگذار می کرد، نیز تدابیری برای آمادگی روحانی از جمله اعتراف به گناهان، بخشش یکدیگررا به اجرا گذاشت. او دا ئماً کشیشان را برای اصلاح کردار خویش با پرهیزکردن از سستی و تنبلی ، نادانی، جهالت و سوء استفاده مورد تذکر قرار می داد. وی عمل کردن به تعلیمات کتاب مقدس را در اعمال خویش نشان میداد و در زندگی روزانه بر گرفته از آیۀ مذکور مورد تاًکید قرار میداد. Thou art thy brother’s keeper………. . او بر مبنای فرائض بشر دوستانه تدابیری را اتخاذ کرد که تا کنون هم اجرا میشوند. وابستگی به مادییات نمونه ای از گرایشهای روال قرن هفدهم بود. نیکوکاری عاری از نفس پرستی را که شدیداً مورد احتیاج آن جامعه میدید در اعمال خویش نشان میداد.
مناقشات سیاسی و مذهبی که سی سال جنگ را در پی داشت ، در حال شروع بود. ونسان با شنیدن رنج مردم در لورین Lorraine ، در پاریس مشغول جمع آوری صدقه شد. او چنین هدایا را به مناطق جنگی و کشورهای جنگ زده همراه مبلغان برای کمک می فرستاد. این وقایع او را به یاد زمان اسارتش در تونس می انداخت. مبلغ جمع آوری شده به حدی بود که او توانست با آن خونبهای یک هزار و دویست بردۀ مسیحی را در آفریقا بپردازد.
در این مدت ونسان نفوذ بسیاری بر کاردینالهای مقتدر همچون ریشلو Richelieu و رتز Retz که مدیر خط مشی وزارتخانه خارجه فرانسه بود، داشت ، به گونه ای که ونسان را
ادامهً مطلب
|