يكشنبه اول بعد از ميلاد  

انجيل متي فصل 2 آيه 1 الي 23

امروز در بيت اللحم پيش بينيهاي اشعياء نبي و ملاكي نبي به تحقق پيوست. قومي كه در تاريكي بسر مي برد نور عظيمي را ديد و از آن زمان به بعد تاريخ بشريت و عالم به دور اين امروز و اين مكان يعني بيت اللحم و فقير مي چرخد.

در شهر داود خورشيد عدالت ظهور كرد و ستاره شناساني كه در جستجوي ستاره بودند آنرا مشاهده نمودند. آنها نيز مانند شبانان دعوت را پذيرفته بودند شبانان با سادگي و پاكي روحشان به ديدن مسيح آمدند چنانكه مي گويند الان به بيت اللحم برويم و اين چيزي را كه واقع شده و خداوند آن را به ما اعلام نموده است ببينيم.

ليكن مجوسيان چون صاحب نظر و دانشمند هستند با تحقيقات بيشتري پيش آمدند تا بتوانند فرضيات خود را با واقعيت تطبيق دهند. آنها گفتند كجاست آن مولود كه پادشاه يهود است زيرا كه ستاره او را در مشرق ديده ايم و براي پرستش او آمده ايم. جزئيات قضيه با هم فرق دارد زيرا دو گروه مختلف هستند ليكن در اصل هدف هر دو گروه يكي مي باشد و آن خدمت به مسيح است.

مجوسيان نمايندگان استادان علم عتيق مي باشند آنها از ستارگان چيزهائي مي آموختند و به يمن ستاره اي به جستجوي پادشاه تازه مولود يافته عازم شدند. ولي طفلي را خوابيده بر كاه يافتند آنها به هيروديس گفته بودند كه براي اداي احترام به پادشاه يهود آمده اند ولي پس از آنكه طفل را يافتند از شادي سرشار شده و به جاي احترام ستايش بجاي آوردند. سپس هداياي خود را تقديم داشتند زر از براي پادشاه كندر از براي خدا و مر از براي انسان ميرا.

اين دانشمندان مشرق زمين خود حقيقت يعني آنچه را كه در اختران جستجو مي كردند يافتند اكنون آنها خورشيد عدالت و مشرق والا و آن كسي را كه از آسمان مي آيد شناختند. ولي اين آسمان همان آسمان آفريده شده در نخستين روزهاي پيدايش و جاي گردش ستارگان نيست چه اين اختران فقط بخشي از علم را مي توانست به مجوسيان بدهد. خورشيد عدالت نامخلوق است. نور معرفتي كه وحي از خدا مي دهد و شرق والا كه خود را به مجوسيان مي شناساند. همان كلمه اي است كه ابتداء نزد خدا بود كلمه اي كه خدا بود كلمه اي كه قبل از همه قرنها بود يعني كلمه اي كه قبل از زمان و قبل از آفريده شدن دنياي مادي وجود داشت. آمين .

                                                                      

تفسير انجيل از كشيش توما شينو