|
در کلیسای شرق مطابق تقویم کلیسایی در اواخر ماه ژانویه و یا اوایل فوریه سه هفته قبل از روزه بزرگ، سه روز را به عنوان روزه باعوتا ( التماس ) در نظر می گیرند . هر روز شامل دعاهای مختلفی است که در کتاب خودرا نوشته شده است . باعوتای نینوا اول به خاطر یادآوری توبه و روزه گرفتن مردمان شهر نینوا و برگشتن از گناهانشان بوده و دوم برای این است که مانیز به خود برگشته و گناهان خودمان را دیده و از آنها توبه کرده و دعاکنیم و روزه بگیریم .
خداوند اصرار دارد که مردم را از راههای گوناگون به سوی خوشبختی سوق دهد و از گناه نجات بخشد. پیامبران را فرستاده، اندرزها و یادآوریهای مکرر کرده، در ضمیر مردم وجدان و عقل قرار داده است که بشر به راه خیر باز آید و از شر گناه محفوظ باشد بنابراین گناه هر موقع و به هر ترتیب که پیش آید باید جلو آن گرفته شود و به جای آن کارهای خوب انجام گردد. پس یکی از مهمترین راههای لطف الهی، توبه است.
روایت بر این است که مردم شهر نینوا در اوج بت پرستی و گناه بسر می بردند و خداوند خواست تا آنها را از این زندگی نجات داده و براه راست رهنمون سازد .به همین منظور یونس نبی را دعوت نمود تا به شهر نینوا پایتخت آشور عازم شده و آنان را شهادت و هشدار دهد . اما یونس که نمی خواست اراده خداوند را به انجام برساند سوار کشتی شده و فرار کرد غافل از اینکه کیست که می تواند از خواست خداوند سرپیچی نماید ؟
شاید فرار یونس نبی به خاطر دشمنی قوم بنی اسرائیل در آن زمان با آشوریان بوده و از اینکه قرار بود یکصد و بیست هزار نفر مردم این شهر نابود شوند خرسند بود و یا اینکه می ترسید همراه با مردم شهر او نیز هلاک گردد . زمانیکه یونس نبی در کشتی به خواب عمیقی فرو رفته بود خداوند طوفان شدیدی بر دریا وزانید چنانکه نزدیک بود کشتی شکسته شود . و افراد داخل کشتی قرعه انداخته تا ببینند که این بلا به سبب چه کسی برآنها وارد شده است . پس چون قرعه انداختند قرعه به نام یونس درآمد و او را برداشته به دریا انداختند و دریا از تلاطم آرام شد .اما خداوند ماهی بزرگی را فرستاد تا یونس را ببلعد و یونس سه روز و سه شب در شکم ماهی ماند . پس از سه روز ماهی به دستور خداوند یونس را بر خشکی گذاشت . بار دیگر خداوند یونس را امر فرمود تا به شهر نینوا رفته و آنها را موعظه نماید و این بار یونس اراده خداوند را به انجام رساند و به شهر بزرگ نینوا وارد شده و مردم شهر را به توبه از گناهانشان فرا خواند که در غیر این صورت شهر در چهل روز سرنگون می شد . زمانی که پادشاه نینوا از این امر اطلاع یافت پلاس پوشیده و بر خاکستر نشست و فرمان داد تا به مردم شهر ندا دهند تا کوچک و بزرگ روزه گرفته و حتی به حیوانات نیز آب ندهند و فقط به خداوند استغاثه نموده دعا کنند تا شاید خداوند گناهان آنها را بخشیده و آنان را هلاک نگرداند . زمانیکه خداوند اعمال آنها را دید و پشیمانی قلبی آنها را مشاهده کرد پشیمان شده و شهر را ویران نساخت .
کتاب یونس نبی به ما این حقیقت را تعلیم میدهد که لطف و فیض خداوند فقط شامل قوم برگزیده خود نمی باشد بلکه همه امتها را شامل می گردد . این کتاب تصویر زیبا و کاملی از رحمت و محبت خدا نسبت به کسانی که از گناهانشان توبه کرده و بسوی او باز می گردنند را نشان می دهد . پشیمانی خدا بوالهوسی از جانب او نیست . تغییر نظر خدا به گناه مربوط نمی شود بلکه به اجرای داوری او در مورد گناهکار مربوط است . در واقع در داستان مردم نینوا این خدا نیست که تغییر می کند بلکه این تغییر مربوط به انسانی است که در نتیجه هشدار خدا از گناه خود باز گشته و توبه می نماید .
تهیه و تنظیم مارلن خشیلو
|