مرحله اول:

Sant Mary Mother of God 1882 

بناي كليسا و تخريب آن

 

     در زمان استقرار كرسي پاترياركي كليساي شرق كلداني كاتوليك در شهر اروميه و همچنين در زمان پاترياركي مارشمعون دوازدهم در سالهاي 1662 – 1656 ، كل جماعت ايمانداران مسيحي شهر جهت برگزاري مراسم نماز در كليساي قديم حضرت مريم، كه در آن زمان تنها كليساي شهر اروميه بود، گرد هم مي آمدند. اما درگذشت مارشمعون دوازدهم و به خلافت رسيدن مارشمعون سيزدهم باعث ايجاد تغييراتي در اين زمينه شد. مارشمعون سيزدهم با جدا شدن از كليساي كاتوليك و بازگشت به كليساي قديم، كرسي پاترياركي را از اروميه به قوچانوس واقع در كوههاي هاكاري منتقل كرد. در اين شرايط بود كه نياز به ايجاد كليسايي مستقل براي ايمانداران كاتوليك احساس شد.

     با آمدن ميسيون لازاريست به شهر اروميه در سال 1841 و به دليل كوجك بودن كليساي كشيشان لازاريست براي جماعت روز افزون ايمانداران كاتوليك، موضوع ساخت كليساي جديد مطرح شد و بدين صورت سرآغاز تاريخ « كليساي حضرت مريم، مادر خدا» شكل گرفت.

     اكنون با اقتباس از فصلنامه تاريخ ميسيون، ميسيون لازاريستها در فارس، شماره3، صفحه 429 به قلم كشيش شاتيله، به شرح مختصر مرحله اول تاريخ بناي كليساي كاتوليك اروميه مي پردازيم.

     بناي اوليه ساختمان كليساي كاتوليك اروميه مرهون همت والاي اسقف اعظم آگوستين كلوزل، نماينده وقت حضرت پاپ اعظم ( 8 سپتامبر 1874 – 12 اوت 1882) بود. شايان ذكر است كه او قبل از اقدام به ساخت اين كليسا، به تجديد بناي بسياري از كليساهاي روستاهاي اروميه نيز همت گمارده بود كه در اينجا به ذكر چند نمونه آن مي پردازم:

  • كليساي حضرت مريم روستاي ماوانا كه امروزه نيز عليرغم عدم وجود ساكنين مسيحي در اين روستا، همچنان زيارتگاه مسيحيان بسياري است. ساختمان اين كليسا داراي ديوارهايي از جنس سنگ و آهك به ضخامت بيش از يك متر مي باشد. اين كليسا در سال 1978 توسط مسيحيان اهالي روستاي ماوانا ساكن در تهران و ديگر شهرهاي ايران مرمت و بازسازي شد.
  • كليساي فرشته جبرئيل روستاي اردشاهي كه در حال حاضر در حال فروريختن و غير قابل استفاده مي باشد. اين كليسا از آجر و آهك ساخته شده و در زمان خود كليسايي بسيار زيبا با سه محراب بود.
  • كليساي حضرت مريم روستاي گوگ تپه.
  • كليساي حضرت مريم روستاي سپرغان.
  • كليساي حضرت مريم روستاي آمرودآغاج.
  • كليساي حضرت مريم روستاي شمس حاجيان.
  • كليساي حضرت مار افرام روستاي زوملان.

     اسقف اعظم آگوستين كلوزل پس از اتمام بناي كليساهاي مذكور، كمر به ساخت كليساي جامع شهر اروميه بست. هدف اصلي نماينده حضرت پاپ ساختن كليسايي به شكوه و عظمت كليساي جامع مارگيورگيس روستاي خسروآباد سلماس، معروف به مرواريد دشت سلماس بود. در آن زمان، كليساي مار گيورگيس خسروآباد از نظر عظمت، ابهت و معماري زبانزد مسيحيان و حتي مسلمانان منطقه بود.

     براي اين منظور، اسقف كلوزل ابتدا به انجام مقدمات لازم پرداخت. او ابتدا منازل برزوخان، سردار بدل، پيرا و آقا بيت بدو را كه در همجواري دير كشيشان لازاريست قرار داشت، خريداري كرد. آرشيتكت و طراح نقشه ساختمان كليسا كشيش لنه بود. (اين كشيش بعدها، يعني از تاريخ 28 ژوئيه 1892 تا زمان مرگش كه در سال 1910 و در اروميه اتفاق افتاد، مسئوليت نمايندگي حضرت پاپ در ايران را بر عهده داشت.)

     مراسم كلنگ زني كليساي كاتوليك اروميه در ساعت پنج و نيم بعدازظهر روز 18 مه 1881 توسط شخص اسقف آگوستين كلوزل انجام گرفت و از آن تاريخ  كار بناي ساختمان كليسا آغاز شد.

     كشيش لنه كل مخارج ساخت كليسا را در حدود 30 تا 40 هزار فرانك فرانسوي تخمين زده بود. آقاي خواجه گريكور و خانم راخل هر يك صد تومان به همين منظور اهداء كردند. پنجاه تومان نيز توسط جنرال خان باباخان پرداخت شد و در كنار مبلغ اهدايي وي، عبارتي در پارانتز با مضمون «ژست زيبا از اين فرد مسلمان» مرقوم شد.

     با توجه به تأثير بسزاي شخصيت برجسته اسقف كلوزل در پيشرفت كار ساخت كليسا، در اينجا لازم مي دانم تا به برشماري برخي از صفات منحصر به فرد و ميزان محبوبيت اين اسقف عاليقدر بپردازم.

     اخلاق پسنديده و علم و حكمت و ايمان و محبت اسقف كلوزل از او شخصيتي والا و مورد احترام در نزد همگان، حتي مسلمانان ساخته بود. فضايل نيك او همواره مورد تقدير قرار مي گرفت و همه او را دوست مي داشتند. شرح تنها يك مورد زير مي تواند شاهدي بر اين ادعا باشد:

     در اواخر دهه هفتاد قرن نوزدهم، شهر اروميه به محاصره كردهاي اطراف درآمد. اسقف كلوزل با درايت و حكمت خاص خود توانست بدون ريختن يك قطره خون، اين حصار را بشكند. اسقف به خاطر اين عمل خطير مورد لطف و مرحمت ناصرالدين شاه، امپراطور وقت ايران، قرار گرفت و يك انگشتر طلا به عنوان تشكر و قدرداني از وي دريافت كرد. وزير امور خارجه و رئيس كل شهرباني وقت كشور نيز به نوبه خود نامه هاي تقدير آميز به اين اسقف عاليقدر تقديم كردند. لازم به ذكر است كه اسقف كلوزل اين انگشتر و دو نامه تشكر آميز را توسط نماينده حاكم تبريز و در حضور حاكم اروميه دريافت كرد.

     محبوبيت و جايگاه والاي اسقف كلوزل همچنين موجب شده بود تا ميسيونرهاي پروتستان آن زمان، كه از نفوذ قابل توجهي برخوردار بودند، نتوانند مانعي در كار ساخت كليسا ايجاد كنند. بنابراين روند ساخت كليسا بدون هيچگونه معارضه و مخالفتي از طرف مقامات تهران و تبريز و علماي اروميه ادامه پيدا كرد. با پيشرفت ساختمان كليسا، روحيه مسيحيان نيز روز به روز بهتر مي شد.

     ساختمان كليسا داراي ابعادي به طول 27 متر و عرض 14 متر بود. كليسا از سه هيكل تشكيل مي شد كه ستونهاي زيبايي آنها را از يكديگر جدا مي كرد. اين كليسا داراي پنج قربانگاه بود: قربانگاه اصلي با نام «حضرت مريم، مادر خدا» و چهار قربانگاه ديگر با نامهاي حضرت يوسف، سن ونسن دي پل، دردهاي مسيح و قلب مقدس عيسي نامگذاري شده بودند. روي قربانگاه اصلي، گنبدي بزرگ و روي چهار قربانگاه ديگر، گنبدهاي كوچك قرار داشتند. زير قربانگاه اصلي، دخمه كوچكي به منظور دفن اجساد كشيشان و راهبه ها در نظر گرفته شده بود. اين كليسا همچنين داراي يك ساعت شماطه دار و ناقوسي پر طنين بود، به طوريكه حتي روستائيان اطراف شهر اروميه نيز قادر به شنيدن صداي زنگ آن بودند. لازم به ذكر است كه در بناي كل ساختمان كليسا آجر پخته به كار گرفته شده بود.

     سرانجام به ياري خداوند، بناي ساختمان كليسا به مراحل پاياني خود رسيد و قرار برگزاري مراسم تقديس كليسا در روز عيد انتقال حضرت مريم گذاشته شد.

     اما در همين هنگام بيماري ناگهاني اسقف كلوزل اوضاع را آشفته كرد. وضعيت جسماني او روز به روز وخيم تر مي شد، ولي با اين حال، او همچنان با اشتياق جوياي چگونگي پيشرفت كار ساختمان كليسا بود. اسقف كلوزل اندكي قبل از مرگش پرسيد: آيا كار آن دخمه زير قربانگاه اصلي به پايان رسيده است؟ كشيش لنه پاسخ داد: «بلي، كار آن تمام شده است.» با شنيدن اين پاسخ لبخند گرمي بر لبان اسقف نقش بست و گفت: مرا در آنجا بگذاريد. اسقف آگوستين كلوزل در 12 اوت 1882 چشم از جهان فرو بست و در دخمه زير قربانگاه اصلي به خاك سپرده شد. سپس كشيش لنه ادامه كار ساخت كليسا را بر عهده گرفت و به كمال رساند.

     در پي حوادث خونين سال 1918 اكثر مسيحيان، شهر اروميه را ترك كردند و عده اي از آنها نزد همسايگان مسلمان خود پناه گرفتند. بيش از سه هزار نفر ديگر نيز به كليساي كاتوليك اروميه پناه آوردند، ولي متأسفانه در جريان كشتارهاي اسفبار آن دوره، تمام پناه جويان، از كوچك و بزرگ، در همين كليسا قتل عام شدند. عاليجناب سونتاگ، نماينده حضرت پاپ، در تاريخ 31 ژوئيه 1918 و مار توما اودو، اسقف اعظم وقت، در تاريخ 29 اوت 1918 جان خود را در اثر اين حادثه شوم از دست داده و به شهادت رسيدند. به مرور زمان، ساختمان اين كليسا بر روي اجساد كشته شدگان فرو ريخت و به مدفن سه هزار مسيحي تبديلشد. بدين صورت، كليساي كاتوليك اروميه مرحله اول از تاريخ خود را با پاياني غم انگيز پشت سر نهاد.

نخستين تلاش جهت تجديد بناي كليسا

 

    

            Mar Toma Odo                                 Mons.Sontag