|
بعضي ها چنين مي پندارند كه تاريخ مسيحيت در ايران با ورود ميسيونرهاي آمريكائي و انگليسي و يا ايتاليائي آغاز شده و عده اي هم تصور مي كنند كه اين كار با اسارت والريان امپراطوري بيزانس به دست پادشاه ايران شروع گرديده .
اما در حقيقت تاريخ ورود مسيحيت در ايران باستان از نخستين روزهاي بوجود آمدن مسيحيت مي باشد. بر حسب روايات و احاديث مكتوب مي دانيم كه توماي رسول يكي از دوازده شاگرد مسيح به جهت بشارت در هندوستان از بين النهرين و امپراطوري فارس عبور كرده. او همراه با دو شاگردانش ادي و ماري مشغول بشارت ايمان تازه در ميان ساكنين مناطق فوق مي باشند. مسيحيان اوليه به صورت امروزي مؤسسات و سازمان هاي اداري نداشتند، جز ايمان مطلق به عيسي مسيح و تعاليم او. در نيمه اول قرن دوم ميلادي مسيحيت در ايران باستان بر حسب عادات و آداب و رسوم آن زمان داراي تشكيلات اداري بوده. مي بينيم كه كليساي شرق پس از قرون 5 و 6 و 7 ، كليساي پارس به عنوان كليساي شرق شناخته شده – اين واژه مختص به شرق رود فرات تا خاور دور بوده – بدين معني است كه قبل از اين تاريخ مسيحيت بوده تا توانائي داشتن پاطريرك و اسقفان باشد.
مي توان گفت ايران مسيحيت را بيگانه از خود ندانسته و كالاي وارداتي نيست در خود اين سرزمين از بين همين مردم بدنيا آمد و پرورش يافت. با مرور زمان با حوادث تلخ و شيرين مواجه شده اما همواره استوار و تا به امروز در اين سرزمين با كمال خلوص نيت جهت آبادي و بهبود و پيشرفت اين مرز و بوم حتي با ريختن خون فرزندان خود از تهاجم بيگانگان غفلت نورزيده. در طول تاريخ مسيحيت در كنار ديگر فرقه ها و مذاهب شناخته شده با كمال آزادي در اين سرزمين پر خير و بركت بدون ترس و واهمه به حيات خود ادامه داده و در برگزاري مراسم ديني و مذهبي خود و يا در احوال شخصيه آزادانه و بدون هيچ گونه دغدغه به حيات خود ادامه مي دهد.
از كشيش توما شنو
28 تير ماه 1388
ادامه مطلب
|