image

Image

Image

Image

image

 

اردوی گروه جوانان نور

گروه نوپای جوانان نور، طی سال گذشته فعالیت خویش را با شور و شوق فراوان آغاز نموده؛ برای تقویت ایمان و فعالیتهای مذهبی ـ فرهنگی اجتماعی به اردوی 7 روزه به شمال کشور در مورخه 25/5/92 با شادی تمام به خطه سرسبز مازندران عزیمت نموده، روز بعد در کمال ناباوری از دور محل اردو دن بسکو نمایان شد. همگی محو تماشای طبیعت این مکان شده بودند. از همان ساعات اولیه همه دست به دست داده و محل اسکان را مرتب نموده، سپس با خلاصه ای از شرح و حال زندگی یوحنا بسکو مؤسس انجمن کشیشها و راهبه های سالیزین ها که مضمون آن به شرح ذیل می باشد آشنایی پیدا کردیم.
« این قدیس بزرگوار در شمال ایتالیا بدنیا آمده، سال 1841 به مقام کشیشی نایل و تمام عمر خود را با مشقات فراوان در شهر تورینو به تعلیم تربیت پسران بی سرپرست و بی بضاعت وقف نموده که با همین هدف انجمن کشیشهای سالیزینها را در سال 1859 و در سال 1872 انجمن خواهران روحانی را برای تعلیم و تربیت دختران تأسیس نمود که در حال حاضر کشیشهای سالیزین در تهران حضور داشته آشنایی پیدا کردیم. »
با مراسم عشاء ربانی برنامه اردو را افتتاح نمودیم. برنامه روزانه طوری تنظیم شده بود که هر روز دور کشیش یوحنا گرد آمده و ما را با کلام شیوای خویش با کتاب پیدایش و ایمان حضرت ابراهیم مجذوب عهد عتیق می کرد. با آخرین جلسه که توضیح جدیدترین اطلاعات روی کفن مسیح بود دلهای ما را مسرور نمود.
کار گروهی که اوج مشارکت ما جوانان بود خود را برای برگزاری روز جوانان در مورخه 15/6/92 خواهد بود آماده و همچنین مباحث دیگری چون یک جوان نور کیست و چگونه با دیگران در ارتباط بوده و نموده دعا کردن مورد بحث و بررسی قرار گرفت. خداوند ما را مورد لطف خود قرار داده و غیر منتظر است کاردار سفارت واتیکان را در یکی از کشیشان سالیزینها ملاقاتی داشتند.
نمی توان از ساعاتی که برای سرود خوانی سپری می شد به این سادگی چشم پوشاند، زیرا دریافتیم که سرودخوانی نیز به نحوی دعا کردن است.
نمی شود بگوئیم از شبهای غیر قابل توصیفی که در کنار ساحل برای تعمق و گفتن تسبیح حضرت مریم و حس غیر قابل شرحی که در تک تک ما ایجاد می کرد سخنی نگفت. صبر کنید خبر غیر منتظره فردا به نمک آبرود می رویم خبر خوشی که ما را به تله کابین و سیر و سیاحت در طبیعت و خلقت خداوند و همچنین تفریح کنار هم بود. بار دیگر شاهد زیبایی و آفرینش خداوند در جنگل معروف سی سنگان که پوشیده از درختان تنومند و آب و هوای بی نظیر بودیم ناگفته نماند. روز رفتن به شهر و خرید و اینکه امسال شانس با ما یار بود و شمال با آب و هوای خنکش به استقبال ما آمده بود.
خلاصه برنامه ها آنقدر پر محتوی بود که اصلاً متوجه نشدیم که روزها سریعاً سپری شده و روز بازگشت به ارومیه فرا رسید. بعد از مرتب کردن اقامتگاه با مراسم عشاء ربانی و شکرگزاری آخرین ساعات خود را در نوشهر گذرانده و با هزاران خاطره و قصه همگی به شهر خود بازگشته و با آرزوی برگزاری اردویی مشابه با همدیگر، از هم جدا شدیم.  

گالری عکس