image

Image

Image

Image

image

 

پیام پاپ اعظم فرانسیس اول
به مناسبت چهل و هفتمین سالروز جهانی صلح

 

برادری اساس و راه اصلی به سوی صلح

در حقیقت برادری، خصوصیت اصلی انسان است و به همین دلیل موجود عاقل خوانده می شود. همین آگاهی زنده از این عقلانیت است که ما را به این می دارد که  هر شخص را مانند یک خواهر و برادر شمرده با او برادرانه رفتار نماییم . بدون آن ایجاد جامعه ای عادل ساخته شده بر شالوده صلح پایدار، غیر ممکن می گردد. و فقط به یاد داشته باشید که معمولا یادگیری برادری در درون خانواده به خصوص با نقش های مکمل و مسئولیت تمام اعضاء به ویژه پدر و مادر آغاز می شود. خانواده سرچشمه ی روابط برادرانه است، و بنابراین، پایه و اساس و راه اولیه ایجاد صلح میباشد، چراکه به این امر که محبت را به جهان انتقال دهد، دعوت گردیده است.

  1. در اولین پیغام من برای روز جهانی صلح، آرزو می نمایم که هر فرد و همه مردم از زندگی مملو از شادی و امید بهره مند باشند. در قلب هر کسی اعم از مرد زن در حقیقت آرزوی زندگی سرشار از محبت برادرانه که هر فرد را به سوی ایجاد رابطه با دیگران تشویق می نماید، موجود می باشد، رابطه ای که در آن دشمنی و رقابت جای خود را به آغوش برادرانه می دهد.

در حقیقت برادری، خصوصیت اصلی انسان است و به همین دلیل موجود عاقل خوانده می شود. همین آگاهی زنده از این عقلانیت است که ما را به این می دارد که  هر شخص را مانند یک خواهر و برادر شمرده با او برادرانه رفتار نماییم . بدون آن ایجاد جامعه ای عادل ساخته شده بر شالوده صلح پایدار، غیر ممکن می گردد. و فقط به یاد داشته باشید که معمولا یادگیری برادری در درون خانواده به خصوص با نقش های مکمل و مسئولیت تمام اعضاء به ویژه پدر و مادر آغاز می شود. خانواده سرچشمه ی روابط برادرانه است، و بنابراین، پایه و اساس و راه اولیه ایجاد صلح میباشد، چراکه به این امر که محبت را به جهان انتقال دهد، دعوت گردیده است.
پیوندها و ارتباطاتی که قاره ما را در بر می گیرند و رو به افزایش هستند آگاهی از ایجاد اتحاد و توافق برای دستیابی به سرنوشت مشترک بین همه ی ملل روی زمین، امروز بیشتر از قبل محسوس است. در تحولات تاریخ بشریت، با وجود حضور ملل بیشمار با فرهنگ و جوامعی متفاوت، مشاهده می نمایم که چگونه بذر دعوت به بنای جامعه ای استوار بر بنیان برادری که با همدیگر در ارتباط باشند کاشته شده است. هر چند این دعوت امروزه در عمل نادیده گرفته شده است و به جامعه ای بی تفاوت و متضاد از تبدیل گردیده است. تضادی که ما در آن به رنج دیگران عادت نموده و در خود بسته میمانیم.
به نظر میرسد در بعضی از نقاط جهان حقوق اصلی انسانها مانند: زندگی، آزادی مذهب نادیده گرفته شده پایمال میگردد. یا پدیده ی ناگوار قاچاق انسان که در آن حریم شخصی مورد تجاوز قرار میگیرد. در جنگها با استفاده از سلاح و یا جنگی که نامرئی مانند، جنگ اقتصادی با به کارگیری هرگونه ترفند که به همان مقدار مخرب خانواده و جامعه است.
همانطور که بندیکت شانزدهم در نامه رسولی خود ( شفقت در حقیقت) می فرمایند: این معضلات جهانی ما را به هم نزدیک میکند ولی ما را برادر همدیگر نمی گرداند. علاوه بر آن، در بسیاری از موقعیتها بی توجهی به فقر و نا عدالتی نتنها کمبود عمیق روابط برادرانه را باعث میشود بلکه، موجب از بین رفتن همدلی میگردد. ایدولوژی های جدید، منشأ گرفته از فرهنگ فردگرایی، خود محوری و مادی گرایی، موجب تضعیف روابط اجتماعی گردیده به نوبه خود افکار منحرف را تغذیه مینماید که آن هم به سوی تحقیر و ترک قشر مستضعفان جامعه سوق مییابد. اینگونه همزیستی در جامعه هر روز سرد­ تر گردیده به سوی خودپسندی گرایش می یابد. 
به روشنی آشکار است که فلسفه اخلاقی معاصر نیز در ایجاد روابط سالم برادرانه ناتوان است. زیرا رابطه بدون داشتن پدری مشترک عاری از ثبات میباشد و اینگونه پایدار باقی نخواهد ماند. یک رابطه برادرانه سالم و پایدار مستلزم شناخت پدری یگانه با طبیعت الهی است در نتیجه قبولی این حقیقت است که رابطه بین انسانها با ثبات می گردد و یا بهتر باید گفت قبولی همسایه باعث شناخت و در نتیجه ایجاد رابطه با دیگری میگردد.

برادرت هابیل کجاست؟ ( پیدایش 4: 9 )

  1. برای بهتر درک نمودن دعوت بر ایجاد روابط برادرانه انسان، و برای شناخت بهتر موانعی که بر سر راه این روابط قرار می گیرند، ضروری است که نقشه خدا را که حقیقتاً در کتاب مقدس موجود است ،شناخت و آن را رهنما قرار داد.

بر اساس روایات پیدایش خلقت همه ریشه در یک خانواده مشترک « آدم و حوا » که توسط خدا به شباهت و مثل او آفریده شده اند، ( پیدایش 1: 26 ) دارند. و از همین خانواده است که هابیل و قائن متولد گردیده اند. در روایت پیدایش اولین خانواده می خوانیم که چگونه جامعه تشکیل می یابد و چگونه روابط اشخاص و مردم به وجود می آید.
هابیل شبان بود و قائن کشاورز. هویت اصلی آنان با هم بودن و دعوت آنها برادر بودن است هر چند در نوع فعالیت و فرهنگ و همچنین در نوع روابط شان با خدا و خلقت متفاوت هستند. ولی قتل هابیل توسط قائن با دلخراشی تمام این دعوت را از هم گسست. ماجرای آنها ( پیدایش 4: 1-16 ) به ما می فهماند که چگونه مسؤلیت که همه انسان به آن فرا خوانده شده اند به همزیستی و توجه به یکدیگر چه بسا سنگین است. قائن که توجه خدا را به برادرش از اینکه بهترین بره را از گله ی خود به خدا تقدیم نمود نپذیرفت « خدا هابیل و فدیه او را پذیرفت اما قابیل و فدیه ی او را نپذیرفت ( پیدایش 4: 4-5 ) به این طریق از روی حسادت برادر خود را به قتل رساند. و اینگونه از شناخت برادرانه و ایجاد رابطه مسالمت آمیز و زندگی در مقابل خدا و قبول مسؤلیت در قبال دیگری، سر باز میزند. به پرسش خدا به اینکه « برادرت کجاست؟ » و اینکه او را برای گناهش مأخذ ه می نماید، جواب میدهد : نمیدانم مگر من پاسبان برادرم هستم؟ ( پیدایش 4: 9 ) سپس کتاب مقدس روایت مینماید که قائن از آن هنگام از خدا دور گردید (4: 16 ).
لازم است این سؤال را از خود نمود که چه عاملی قائن را وادار کرد که رابطه برادرانه خود با هابیل را نادیده گرفته زیر پا بگذارد؟ خداوند خود این عمل قائن را مأخذ ه نموده او را مورد بازخواست قرار میدهد « گناه بر در، در کمین است» ( پیدایش 4: 7 ). در هر صورت قائن بر بدی فائق نیامده بر برادر خود هابیل بر خواسته او را کشت اینگونه خواست خدا را نیز تحقیر نمود دعوت به فرزند خدا بودن و زندگی برادرانه را نهی و انکار نمود ( 4: 8 ).  
روایت قائن و هابیل یاد میدهد که بشریت در ذات خود این دعوت به زندگی برادرانه را دارد و نیز ناگواری رفتار خیانت را نیز به همراه دارد. رفتارهای خودخواهانه ی روزانه ما، گواه بر این امر است که چگونه جنگ و بی عدالتی ها باعث میگردد بسیاری از زنان و مردان بدست برادران و خواهر انی که توانایی شناخت نعمت برادری و برابری را ندارند، قربانی میگردند  .
« و جمیع شما برادرانید » ( متی 23: 8 )

  1. این پرسش به وجود می آید که: آیا زنان و مردان جهان کنونی خواهند توانست با این آرزوی برادری که از جانب خدای پدر عطا گردیده است، فائق آیند؟ آیا خواهند توانست با اتکا بر قدرت خویش بر این نابرابری، خودپرستی، نفرت، غلبه نموده و یکدیگر را آنگونه که هستند قبول نمایند؟

با تفسیر سخنان خداوند ما عیسی مسیح، به طور خلاصه میتوان به این سؤالات چنین جواب داد: « زیرا پدر شما یکی است که در آسمان است، و جمیع شما برادرانید» ( متی 23: 8-9 ). برادری ریشه در رابطه ی پدری خداوند. مقصود رابطه پدری زمینی که نا مشخص و بی اثر است، نیست، بلکه محبت شخصی، دقیق و در عمل شگفت انگیز از جانب خدا، برای هر انسان است ( متی6: 25-30 ). بنابراین، رابطه ی پدرانه ای که مؤثرترین  بوجود آورنده ی رابطه برادری است چرا که محبت خداوند است؛ زمانی که آن را دریافت می نماییم، عاملی خارق العاده در تغییر درون هر فرد گردیده به سوی رابطه با دیگری سوق می یابد و انسانها را برای همدلی و همزیستی پر ثمر تشویق می نماید.
مخصوصاً برادری از عیسی مسیح و مرگ و رستاخیز او به وجود آمده است. صلیب مکان اصلی است که در آن رابطه برادرانه که انسانها توانایی به وجود آوردن آن را ندارند، بنیان گذاری شد. عیسی مسیح که طبیعت انسانی به خود گرفت، تا آن را نجات دهد و خویشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلکه تا به موت صلیب مطیع گردید. ( رساله به فیلیپیان 2: 8 ). توسط رستاخیز، طبیعت انسانی جدیدی به ما عطا می نماید که در  اتحاد کامل با خدا و نقشه ی او، او که بر تکامل دعوت به سوی برادری واقف است.
عیسی اولویت خداوند را بر همه چیز شناخته و پروژه ی ابتدایی او را از سر می گیرد. اما مسیح با مرگ خود برای عشق پدر، آغازی جدید و نهایی برای ما میگردد و ما را دعوت مینماید تا در او نعمت برادر بودن را بشناسیم چرا که همه فرزندان یگانه پدر هستیم. اتحاد در او به تکامل رسیده است،  عامل مصالحه با خدا و با سایر برادران نیز میباشد. در مرگ عیسی بر صلیب، جدایی بین ملتها، امتهای که امید خود را از دست داده بودند و آنانی که تا آن زمان معنی اصلی وعده های خداوند را نفهمیده بودند و دوری جسته بودند، نیز از هم فرو میپاشد. همانطور که در رساله به افسسیان میخوانیم: زیرا که او سلامتی ما است که هر دو را یک گردانید و دیوار جدایی را که در میان بود منهدم ساخت. و عداوت یعنی شریعت احکام را..در جسد خود همه را یک گردانید، انسانی جدید، بشریت واحد و جدید را به وجود آورد. ( افسسیان 2: 14-26 ).
هر کسی که مسیح را بپذیرد در او زندگی خواهد نمود، خدای پدر خواهد شناخت و خود را کاملاً به او عطا خواهد نمود و او را بالاتر از هر کس و هر چیز دوست خواهد داشت. انسانی که با خدا مصالحه نموده است، او را پدر همه می داند و در نتیجه، به یک زندگی برادرانه به همه فرا خوانده شده است. در مسیح هر انسان مورد قبول و محبت به عنوان فرزند خدا، نه همچون بیگانه و یا دشمن بلکه مانند برادر و خواهر مورد قبول قرار میگیرد. در خانواده خدا، جایی که همه فرزندان یک پدر هستند، زیرا با مسیح پیوند یافته اند، فرزندان به واسطه فرزند ، زندگی جدا از هم وجود ندارد. همه دارای یک هویت هستند. همه مورد محبت خدا قرار دارند، همه به واسطه خون مسیح که مرد و برای همه رستاخیز کرد، نجات یافته اند. به همین منظور است که در مقابل برادران دیگر نمیتوان بیتفاوت ماند.
برادری، پایه و اساس و راهی برای صلح

  1. بر حسب آنچه که گفته شد، به آسانی میتوان فهمید که رابطه برادرانه از اهمیت خاصی برخوردار است. نامه های رسولی اجتماعی پاپ های سابق ، درک این موضوع را آسان مینمایند. کافیست به معنی صلح را در نامه «  توسعه مردم » از پاپ پولوس ششم و « برطرف نمودن مشکلات اجتماعی » از پاپ ژان پل دوم. در نامه ی اول توسعه و گسترش جمعیت نام جدیدی برای صلح است و در نامه دوم می توان فهمید که صلح یعنی، عمل در راه همدلی و همدردی.

پولوس ششم تأکید مینماید که؛ نه تنها افراد به صورت شخصی بلکه ملل و جوامع نیز باید این رابطه را عملی نمایند. و توضیح می دهد که؛ « در این همدردی و دوستی متقابل، در این رابطه مقدس، همه باید دست در دست هم نهاده برای آینده بشریت تلاش نماییم » . این وظایف باید بیشتر متوجه طبقاتی از جامعه باشد که بیشتر به توجه احتیاج دارند. اجبار توجه به آنها ریشه در رفتارهای برادرانه انسانی و الهی دارد و در سه خصوصیت خلاصه میشوند: - وظیفه همدردی، دولتها را وا می دارد که کمک خود را با قشر مستمند متوجه کنند – وظیفه عدالت اجتماعی، که باید به اجرای عدالت صحیح بین قشر قدرتمند و ضعیف دقت نمود – و نیکی کردن به همه اقشار، لازمه آن ایجاد جهان جدید که در آن انسانها با حقوق برابر زندگی کنند تا پیشرفت یک شخص، خودخواهانه و مانعی برای دیگری نباشد؛ تا اینکه همه آنچه که دارند را با دیگری تقسیم نمایند.
اینگونه، اگر صلح به عنوان‹ عامل همدردی › تلقی شود، نمیتوان برادری را اصلی مهم قبول نکرد. صلح، همانطور که پاپ نیکبخت ژان پل دوم میفرماید: خوبی است غیر قابل تقسیم. یا متعلق به همه است یا به هیچکس تعلق ندارد. میتوان صلح را بدست آورد و به ثمر نشاند، همانند زندگی برتر و حمایت بر پیشرفت در جنبه انسانی، تنها اگر فعالیت از جانب همه باشد و با تصمیم قاطع و هوشیار برای نیکی همگان کار کنند. لازمه ی این امر این است که تحت تاثیر منافع شخصی و قدرت طلبی قرار نگرفت. لازم است آمادگی انکار خود برای دیگران را داشت به جای اینکه از او سوءاستفاده کرد و به جای اینکه به فکر منفعت شخصی بود باید خدمت بلا عوض نمود. و این امر علاوه بر یک شخص، شامل همه ی جوامع و ملل نیز می گردد. پ
اساس همدردی مسیحی بر این است که باید همسایه نه فقط به عنوان یک انسان با حقوق مساوی با دیگران شمرده شود، بلکه، تصویری زنده از خدای پدر باشد که توسط خون مسیح نجات یافته است و روح القدس را دریافته است؛ مانند یک برادر. بنابراین همانگونه که پاپ نیکبخت ژان پل دوم میفرماید: بنابراین آگاهی پدرانه خداوند، برادری همه ی انسانها در مسیح ‹ فرزندان به واسطه فرزند› و حضور عمل زندگی بخش روح القدس، نگاهمان را بر جهانی تازه معطوف میدهد بنابراین، میتوان آن را تغییر داد.
برادری لازمه مقابله با فقر

  1. در نامه رسولی محبت در حقیقت، خلف من (بندیکت شانزدهم) یادآور است که چگونه کمبود روابط برادرانه بین همه انسانها دلیل اصلی فقر میباشد. در بسیاری از جوامع شاهد فقر محسوس روابط میباشیم که غفلت در روابط خانوادگی و اجتماعی سبب اصلی آن میباشد. با نگرانی رشد روز افزون بسیاری از معضلات منجمله، مهاجرت، تنهایی و بسیاری از ناراحتیهای دیگر را شاهد هستیم. تنها با کشف دوباره روابط برادرانه و ارزش نهادن به آن در خانواده و اجتماع، با همدردی در رنج و شادی، در موفقیت و شکست ها، که زندگی روزانه هر فرد را همراهی مینمایند، میتوان بر این مشکلات فائق آمد.

از یک طرف، وقتی با تقلیل فقر مطلق برخورد میشود و از طرف دیگر نمیتوان رشد بیرویه فقر نسبی را نادیده گرفت یعنی همان نابرابری در میان افراد، گروه هایی که در یک منطقه مشخص و یا یک مقطع تاریخی فرهنگی زندگی میکنند. در این موارد وظیفه ی سیاستمداران است تا با اخذ راه کردهای مناسب فضای برادری را تشویق کرده به وجود آورند تا برابری در هویت افراد و حقوق اساسی آنها، برای دست یابی به رفاه و خدمات و منابع تربیتی، بهداشتی، تکنولوژی، فراهم آید تا اینکه هر فرد بتواند به نوبه ی خود پروژه ای را که در سر دارد اجرایی نماید و به رشد کامل شخصیتی برسد.
لازم به دانستن است که به سیاستهایی احتیاج است که پرداخت ناعادلانه ی بیش از حد عایدات نیز کم گردد. نباید آموزه های کلیسا درباره گرو و قرض را فراموش کرد، که اگر قانونی باشد، همانگونه کا توماس داکوین میفرماید: ‹ لازم است تا انسان مالک دارایی خود باشد›، اما برای استفاده ‹ مالک است اما، نه فقط برای خود ، بلکه در صورت امکان برای دیگران نیز به کار گیرد › .
در آخر، روش دیگری برای ایجاد روابط برادرانه هست، که توسط آن میتوان فقر را ریشه کن کرد و باید در رأس همه ی فعالیتها قرار گیرد. و آن طرز زندگی بعضی ها که به روشی متوسط زندگی می کنند و بعضی ها ترجیح میدهند که دیگران را در دارایی خود سهیم نمایند و به این طریق رابطه برادرانه با دیگران را از نزدیک تجربه مینمایند. این طرز فکر و زندگی برای پیروی از عیسی مسیح نقش بسزایی دارد و اینگونه میتوان مسیحی واقعی گردید. این امر فقط برای اشخاصی نیست که زندگی خود را وقف نموده اند و قسم فقیر بودن را خورده اند بلکه، شامل بسیار از شهروندان مسؤلیت پذیر نیز میباشد که ایمان دارند که در رابطه ی برادرانه با دیگران است که ارزشمند تری دارایی را میتوان بدست آورد.
کشف رابطه برادرانه در اقتصاد

  1. با رکود و بحران اقتصادی دنیای معاصر، که ریشه در دوری تدریجی انسان از خدا و در نتیجه از همنوع دارند، و در جستجوی حریصانه مادیات، از یک طرف و در فقر روابط انفرادی و اجتماعی از طرف دیگر  بسیاری را بر این داشتند تا رضایت و خشنودی و امنیت را در مصرف گرائی و درآمد بی رویه که فرا تر از یک اقتصاد سالم میرود، جستجو نمایند. همین موضوع را پاپ نیکبخت ژان پل دوم در سال 1979 احساس نمود که «خطر حقیقی و محسوس انسان را احاطه نموده است. خطری که تسلط انسان بر مادیات این جهان،  در حالی که با شدت زیاد پیشرفت می نماید، در این تسلط او، سر نخ های اساسی زندگی و با روشهای متفاوت، انسانیت خود را از دست میدهد و این اوست که ،هر چند غیر مستقیم توسط بسیاری از سازمانها و تشکیلات حاضر در اجتماع، سیستمهای تولیدی، فشار وارده توسط ارتباطات اجتماعی تحت تاثیر تغییرات قرار میگیرد ».

این تغییرات حاصله از بحران اقتصادی میتواند به نحوی فرصتی باشد برای تفکر بر راه چاره دیگر برای پیشرفت اقتصادی، تغییر روش زندگی. بحران امروزه، با وجود تاثیر منفی بر زندگی افراد، میتواند فرصتی باشد تا فضیلت احتیاط ، اعتدال، عدالت و نیروی از دست رفته را باز یافت. این اصول میتوانند ما را در تفوق یافتن لحظات سخت یاری دهند و تا اینکه بتوانیم روابطی برادرانه که یکدیگر را به هم نزدیک میکند، گره دوباره زد. در اعتماد است که انسان میتواند بیشتر از کسب منافع شخصی گام در این راستا گام بردارد. این فضائل، لازمه ی ایجاد و نگه داری از اجتماعی است که بر حسب هویت واقعی انسانی بنا میگردد.
برادری آتش جنگ را خاموش میکند

  1. در سالی که گذشت، بسیاری از برادران و خواهران ما تلخی جنگ که بانی بسیاری از جراحات عمیق  را تجربه نمودند. که تأثیر بسیار منفی بر روابط برادرانه نیز گذاشته است.

بسیاری از برخوردها موجب جدای و بیتفاوتی میگردند. به همه ی آنانی که در رعب وحشت و ویرانی زندگی میکنند همدردی شخصی خود و تمام کلیسا را ابراز میدارم. به همین منظور است که وظیفه همه است تا محبت مسیح را توسط دعا برای برقراری صلح، خدمات به مجروحان، گرسنگان و آوار گان، و همهی آنانی که در ترس و وحشت بسر میبرند به همه ی قربانیان فراموش شده جنگها، رساند. کلیسا صدای بلند فریاد درد و رنج این بشریت رنج دیده را به گوش مسؤولان مربوطه خواهد رساند تا دست از خصومت و هرگونه آزار و تجاوز به حقوق اساسی انسان برداشته آن را متوقف نمایند.
به همین منظور رو به همه ی آنانی که سلاح در دست بذر رعب و وحشت و مرگ را می افشانند، می نمایم:  در هر آنکه را دشمن خود می شناسید و قصد کشتن او را دارید، برادر خود را ببینید و دست نگه دارید! زندگی سلاح در دست را کنار بگذارید و به ملاقات هم بروید و با گفتگو موانع فی ما بین را بردارید؛ توسط بخشش و از خود گذشتگی برای بنای دوباره عدالت و امنیت، اعتماد و امید در اطراف شما تلاش نمایید. در این نگاه به روشنی آشکار است که در زندگی مردم، برخوردهای مسلحانه نا خواسته نهی هرگونه اتحاد بین ملل را موجب می گردند و بدینگونه، جدایی و زخمهای عمیقی از خود با جای میگذارند که ترمیم آنها سالهای زیادی طول خواهد کشید. جنگها انکار عملی هرگونه همت برای رسیدن به هدفهای بزرگ اقتصادی اجتماعی را که خواست همه ملل است را، فراهم می آورند.
با این وصف، تا زمانی که استفاده از سلاحهای زیاد در جریان باشد، آنچه که امروزه شاهد آن هستیم، همیشه دلایلی برای دشمنی وجود خواهد داشت. به همین منظور هم صدا با پاپ های سابق، موافقت خود را مبنی بر توقف تولید سلاح و خلع سلاح همگانی بالاخص، سلاحهای هسته ای و شیمیایی، اعلام می نمایم.
نمیتوانیم توافق های بین المللی و قوانین کشوری را نادیده گرفت که لازمه انکار ناپذیر هستند، اما، نمی توانند بشریت را از گزند برخورد های مسلحانه دور نگه دارند. یک دگرگونی درونی لازم است که انسان را بر این دارد تا در دیگری برادری را ببیند که محتاج است به توجه و نگه داری، که بتوان با هم برای ساخت زندگی بهتری تلاش نمود. این است طرح های جامعه ی مدنی منجمله سازمانهای مذهبی که به نفع  صلح به کار میگیرند.  امیدوارم که همچنان تعهد روزانه همه که به ثمر برسد و حتی می تواند به برنامه موثری قوانین بین المللی حق صلح برسد. به عنوان یک حق اساسی انسانی،  که پیش شرط لازم برای اعمال سایر حقوق است.
فساد و جرم و جنایت سازمان یافته  برادری را رد مینمایند

  1. افق برادری اشاره به رشد در پری از هر مرد و زن است. این حق جاه طلبی یک فرد، مخصوصاً اگر جوان باشد، نباید موجب سرخوردگی شود، هیچ امیدی را برای به انجام رساندن نمیتوان به سرقت برد. با وجود این، جاه طلبی با سوء استفاده اشتباه گرفته نمیشود. بر عکس، باید در اکرام نمودن رقابت نمود (رومیان 12: 10 ).  همچنین در اختلافات، که یکی از جنبه های مورد نیاز زندگی را تشکیل میدهد، باید همیشه برادر بودن را به یاد داشت و در این زمینه باید تربیت دید و تربیت یافت و هیچ وقت همسایه را دشمن نشمرد که به هر قیمت باید نابود شود.

برادری صلح اجتماعی را به وجود می آورد و بین آزادی و عدالت بین مسئولیت شخصی و همبستگی، بین نفع فردی و نفع مشترک، تعادل ایجاد مینماید. یک جامعه سیاسی باید، بنابراین برای به حقیقت پیوستن این امر، باید  شفاف و مسئولانه عمل کند. شهروندان باید احساس نمایند که مسئولان دولتی در احترام به آزادی،  معرف آنان هستند. ولی بیشتر مواقع، بین شهروندان و نهادها، جایگزینی منافع فردی موجب تغییر شکل یافتن روابط گشته، فضای تضاد و دشمنی را تسهیل میبخشند.
روح اصیل برادری، بر خودپرستی فردی که توانایی مردم برای زندگی در آزادی و هماهنگی بین آنها را دچار مشکل میسازد،  پیروز میگردد. این خودپرستی یا اشکال مختلف از فساد که امروزه به فراوانی مشاهده میشود، ، و یا اینکه در نهادهای سازمان یافته جنایی ( گروه های کوچک یا بین المللی )، که با نفوذ عمیق در شکل قانونی یا عدالتی، به قلب هویت اشخاص صدمه میرسانند،  گسترش می یابد. این سازمانها به طور جدی به خدا اهانت مینمایند، به برادران آسیب رسانده خلقت را فرو میپاشند. بیشتر هنگامی که ریشه ی مذهبی داشته باشند.
به عواقب ناگوار حاصله از مواد مخدر فکر میکنم، که باعث حقارت قوانین اخلاقی و معنوی می شود؛ به انهدام منابع طبیعی و آلودگی در عمل ، فاجعه سوءاستفاده در محیط کار، به قاچاق غیر قانونی پول برای احتکار اقتصادی، که اغلب به ناهنجاری در سیستمهای اقتصادی اجتماعی می انجامد. و بسیاری مردان و زنان را به حیطه ی فقر میکشد. به خودفروشی که هر روزه قربانیان بیگناه بسیاری را چنگال خود گرفتار می نماید مخصوصاً قشر جوان که آینده را از آنان سلب میکند، به کراهت در قاچاق انسانی، به جرائم و سوءاستفاده جنسی از کودکان، به برده داری که کماکان در بسیار از نقاط جهان ادامه دارد، به تراژدی مهاجران که شنیده نمیشود و بعضی مواقع زیر پوشش قانون مورد سوءاستفاده قرار میگیرند. پاپ اعظم مرحوم یوحنای بیست و سوم در این زمینه می فرماید: « همزیستی فقط بر پایه ی قدرت، انسانی نیست. زیرا در این راه، خواسته های اشخاص پایمال شده نادیده گرفته خواهند شد. به جای آنکه تشویق شده مورد حمایت قرار گیرند تا به رشد و تکامل شخصیتی خود برسند». انسان ولی، میتواند عوض شود هرگز نباید ناامیدی از احتمال تغییر زندگی را به خود راه داد. من می خواهم این یک پیام از اعتماد به نفس برای همه باشد، حتی برای آنانی که مرتکب جرائم کسانی که مرتکب شرار ت شده اند؛ زیرا خدا از مرگ شریر مسرور نمیباشد ( حزقیال 18: 23 ).
در انکار هویت اجتماعی انسانها، با نگاه به جرم و کیفر آن، به شرایط غیرانسانی در بسیاری از زندان ها میتوان اشاره کرد، جایی که شرایط غیر انسانی حاکم است و در نتیجه هویت شخص مورد تجاوز قرار میگیرد و موضوع درخواست آزادی نادیده قرار میگیرد. کلیسا در این راستا فعالیتهای زیادی میکند، اما در سکوت. می خواهد و تشویق به انجام بیشتر و بیشتر، به این امید که این اقدامات توسط بسیاری از مردان شجاع و زنان به طور فزاینده ای صادقانه توسط قدرتهای مدنی پشتیبانی خواهد شد. برادری کمک می کند تا  بیشتر از طبیعت محافظت کرد و پروراند.

  1. خانواده از جانب خدا نعمتی مساوی دریافت نموده است؛ همانا طبیعت. نگاه مسیحی به طبیعت، انسان را بر آن وا میدارد تا قضاوتی مثبت به دخالت های طبیعت نماید و از آن بهره بجوید. تا زمانی که مسئولانه عمل کنند، یعنی، شناخت دستوری در آن آمده است و با استفاده عاقلانه از منابع، نفع همه، احترام به زیبایی، هدف و سودمندی زندگی فردی انسان و عملکرد آنها در اکوسیستم. در نتیجه، طبیعت در اختیار ما است و ما به اداره مسئولانه آن فرا خوانده شده ایم. در عوض، ما اغلب حرص و آز و غرور,  دستکاری، و سودجویی از تسخیر شده ایم، از طبیعت محافظت نمی کنیم، به آن احترام نمیگذاریم، و آن را به عنوان نعمت الهی که باید محافظت کرد و در خدمت برادران گذاشت، نمیشناسیم حتی برای نسلهای آینده.

به ویژه در بخش کشاورزی، بخش تولید اولیه با ماموریت حیاتی پرورش و حفظ منابع طبیعی که برای تغذیه انسان است. در این رابطه فاجعه گرسنگی در جهان می سازد من را بر ابن میدارد تا سوالی را با شما به اشتراک بگذارم: چگونه ما منابع زمین را استفاده میکنیم؟ امروز جوامع باید به سلسله مراتب اولویت که محصول تولید به آنها اختصاص دارند توجه نمایند. در واقع، این تعهد اجباری که استفاده منابع زمین به طوری باشد که هر کس از گرسنگی رهایی یابد. طرح های ابتکاری و راه حل های ممکن زیاد هستند و به افزایش تولید محدود نمی شوند. آن به خوبی شناخته شده که جریان کنونی به اندازه کافی است، ولی هنوز میلیونها نفر از مردم از گرسنگی رنج می برند و مرگ وجود دارد ، و این رسوایی واقعی است. طوری باید باشد که هر کس بتواند از مائده های زمینی سود ببرد سپس راه شما باید، نه تنها برای جلوگیری از ایجاد فاصله بین کسانی که بیشتر دارند و کسانی که برای خرده نان راضی هستند، بلکه همچنین و از همه مهمتر باید برای نیاز به عدالت و انصاف و احترام به هر  انسان باشد. در این راستا، من می خواهم  توجه همه را  نیاز جهانی  نعمتها که یکی از اصول اساسی نظریه اجتماعی کلیسا است، معطوف دارم. با احترام به این اصل، لازمه دسترسی موثر و عادلانه برای کالاهای ضروری و اولیه است که هر انسان به آن نیاز دارد و حق مسلم اوست.
نتیجه گیری

  1. لازم است تا برادری کشف گردد، اشتیاق به آن داشت، تجربه گردد،  و بشارت داده به آن شهادت داده شود.

واقعگرایی سیاست و اقتصاد ،نمی تواند به فقط به فنی بودن تقلیل یافته فاقد آرمان باشد، زیرا ابعاد متعالی انسان نادیده گرفته میشود. وقتی گشایش به سوی خدا کم شود، هرگونه فعالیت انسان تهی میگردد و اشخاص مانند اشیاء مورد استفاده قرار میگیرند. فقط اگر شما موافقت می کنید به حرکت در فضای بزرگ اطمینان یافته از گشاده رویی به سوی کسی که هر مرد و هر زنی را دوست دارد، سیاست و اقتصاد می تواند بر روح واقعی خیریه برادرانه برنامه ریزی کنند و اینگونه، ابزار موثر و جدایی ناپذیر توسعه انسانی و صلح می شوند.
ما مسیحیان بر این اعتقادیم که در کلیسا همه اعضاء یکدیگریم، نیازمان به یکدیگر به صورت متقابل ضروری است، چون هر یک از ما را  فیض بخشیده شده برحسب اندازه ی بخشش مسیح, فضل و بخشش را دریافته ایم برای رسیدن به منفعت عمومی. (افسسیان 4: 7 و 25)؛ اول قرنتیان 12: 7). مسیح به جهان آمد تا فضل الهی یعنی امکان شرکت در زندگی خود را به ارمغان بیاورد، این منجر به بافت روابط برادرانه بر عمل متقابل و بخشش، فدا کردن خود برای دیگران، با توجه به وسعت و عمق عشق خدا، ارائه شده به بشریت توسط آنکه مصلوب گشته رستاخیز نموده است، تا همه را به خود جذب نماید؛ « به شما حکم تازه میدهم که یکدیگر را محبت نمایید، چنانکه من شما را محبت نمودم تا شما نیز یکدیگر را محبت نمایید. به همین همه خواهند فهمید که شاگرد من هستید اگر محبت یکدیگر را داشته باشید» ( یوحنا 13: 34-35). این آن است آن مژده نیکو که همتی بیشتر از همه می طلبد، به همدلی بیشتر، گوش دادن به درد و رنج و شادی دیگران، حتی به او که در دور دستها ست، راه نهادن در جاده ای که خواستار عشق بیشتر فداکاری و از جان گذشتگی برای خوبی هر برادر و خواهر. مسیح پذیرای تمام انسانها است و نمی خواهد هیچ کس از دست رود. « زیرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا بر جهان داوری کند ، بلکه تا بوسیله ی او نجات یابد» ( یوحنا 3: 17 ). هیچ کس را آزار نمیدهد و او را وادار نمی کند که در قلب خود را بر او بگشاید و خردش را منور گرداند؛ « بزرگتر از شما مثل کوچکتر باشد و پیشوا چون خادم. ـ لیکن من در میان شما چون خادم هستم» (لوقا 22: 26-27 ). هر فعالیت بنابراین، رفتاری باشد در خدمت اشخاص مخصوصاً آنهایی که دور هستند و ناشناخته. خدمت روح برادری است که صلح را میسازد.

مریم مادر مسیح، ما را یاری دهد برای بهتر درک کردند، و تا اینکه برادری را که هر روزه از قلب پسر خود سرچشمه میگیرد، زندگی نماییم تا اینکه صلح را بر هر انسانی که در این زمین پر برکت زندگی میکند، برسانیم.

واتیکان 8 دسامبر 2013
پاپ فرانسیس اول

ترجمه و تنظیم از کشیش هرمز اصلانی

منبع: www.news.va