نخستين تلاش جهت تجديد بناي كليسا

     پس از گذشت مدت كمي از پايان جنگ جهاني اول، امنيت بار ديگر به منطقه بازگشت و مسيحيان اروميه به زمين و خانه هاي خود مراجعت كردند. در اين زمان، يكي از كشيشان سلماس به نام كشيش خور اسقف گيورگيس ببلا كه از جريانات مذكور جان سالم به در برده بود، مسئوليت امور ديني جماعت مسيحيان اروميه را بر عهده داشت.

        پس از گذشت چندين سال، اوضاع معيشتي، اجتماعي و امنيتي مردم بهبود يافت و تعداد جمعيت مسيحيان شهر اروميه بار ديگر رو به افزايش نهاد. در سال 1930 عاليجناب اسحق خدابخش پس از اعاده حيثيت، به عنوان اسقف اعظم خليفه گري كاتوليك اروميه انتخاب شد. اسقف اسحق خدابخش يك ايراني اهل سلماس و به عنوان مدبر پاترياركي، مسئول اداره امور كليساي كلداني در قاهره، مصر بود. شايان ذكر است كه از زمان انتخاب اين اسقف به بعد، حوزه خليفه گري كاتوليك سلماس به حوزه خليفه گري كاتوليك اروميه وابسته شد.

اسقف مار اسحاق خدابخش

     با توجه به بهبود وضعيت كلي و افزايش مجدد تعداد ايمانداران كاتوليك، لزوم تجديد بناي كليساي كاتوليك اروميه احساس شد. اسقف خدابخش تمام سعي و تلاش خود را جهت تجديد بناي اين كليسا مبذول داشت، اما متأسفانه توفيقي حاصل نشد. در اينجا لازم مي دانم تا به برخي از نوشتها و مكاتبات مربوطه به اسقف خدابخش با مسئولين وقت كشور اشاره نمايم.

        اسقف خدابخش در سال 1937 ميلادي برابر با سال 1316 هجري شمسي نامه اي خطاب به مسئولين وقت، مبني بر درخواست اجازه جهت تجديد بناي كليسا ارسال كرد، ولي پاسخي به تقاضاي وي داده نشد. لازم به توضيح است كه در آن زمان، جلب موافقت مقامات تهران و رضايت مسئولين محلي جهت ساخت كليسا و يا عبادتگاهي توسط مسيحيان الزامي بود.

     دو سال بعد، اسقف در يكي از سفرهايش به تهران، با تشويق آقاي فرانسوا ملك كرم كه يكي از شخصيتهاي سرشناس مسيحي آشوري كلداني كاتوليك تهران و صاحب امتياز روزنامه فرانسوي زبان Messager de Tehran   بود، نامه اي در ارديبهشت 1318 به وزير كشور نوشت:

 

وزارت كشور

 

     محترما معروض ميدارد جماعت كلدانيان كاتوليك در رضائيه داراي يك باب كليسائي بوده اند كه در چند سال قبل مخروب و فقط بارتفاع يك متر و نيم ستون و ديوارهاي آن باقي مانده. بدين جهت مراسم ديني خود را ناچار در نمازخانه خارجيها بعمل مياورند و اين رفتار به نظر اوليا امور محلي ناپسند آمده و توصيه ميفرمايند كه محل جداگانه براي خودمان تهيه نمائيم و حقا هم اين توصيه خيلي بجا و مناسب مي باشد. بنابراين مستدعي است اجازه فرمايند در محل كليسيا مخروبه و روي خود آثار باقيمانده كليسائي ساختمان نمايد تا جماعت نامبرده با اداي مراسم مذهبي براي سلامتي و تندرستي ذات مقدس بندگان اعليحضرت همايون شاهنشاهي و براي سعادت و نيرومندي دولت متبوعه و ميهن عزيز بدعا و ثنا اشتغال ورزند.

                                                                                          اسحق خدابخش

                                                                                    خليفه رضائيه و شاهپور

     نشاني – توسط روزنامه مساژه تهران (خيابان شاه كوچه ارباب كيخسرو شاهرخ تلفن شماره 4612)

 

     در زير اين نامه مرقوم شد:

     اين موضوع سابقه دارد. سوابق را ضميمه فرمايند. 11/2/1318

 

     همانطوريكه پيشتر اشاره شد، اسقف خدابخش در سال 1937 ميلادي (1316 شمسي) اولين تقاضاي خود را تقديم كرده، ولي پاسخي دريافت نكرده بود. مسئولين اروميه پس از ارائه سوابق به وزير كشور، پاسخي به اين مضمون دريافت كردند:

 

     سابقا اين شخص بوسيله استانداري چهارم درخواست تعمير كليساي كاتوليكها را در رضائيه نموده بود. مراتب بجناب آقاي نخست وزير معروض گرديد و پاسخ دادند كه با انجام اين تقاضا نمي توان موافقت نمود. در همان موقع بفرمانداري رضائيه دستور صادر گرديد. اينك مجددا مستقيما بوزارت كشور نوشته است.                                                                             تاريخ 11/2/1318

 

     نامه ديگري از طرف وزارت كشور، دائره كل سياسي، مورخه 11/2 به تاريخ خروج 11/2/1318 ارسال شد:

 

فرمانداري رضائيه

 

     پيرو نامه شماره 67597/4043 راجع به درخواست آقاي خليفه خدابخش درباب تعمير كليساي كاتوليكها در رضائيه، رونوشت درخواست مجدد نامبرده بعنوان وزارت كشور بپيوست فرستاده مي شود قدغن فرمايند طي نامه شماره 79807/4533 دستور داده شده است باو پاسخ داده شود.

 

     در زير نامه فوق، امضاي دو شخص به مورخه 12/2 موجود است.

     اما اسقف خدابخش هرگز مأيوس و نااميد نشد و به تلاشهاي خستگي ناپذير خود همچنان ادامه داد. وي بار ديگر نامه اي خطاب به وزارت كشور نوشت:

 

         مورخه 31/2/1318

وزارت كشور

 

     جماعت كلدانيان كاتوليك ايراني رضائيه كه از اتباع فداكار و صميمي دولت شاهنشاهي ايرانند داراي كليسائي در شهر رضائيه مي باشند كه از چندي قبل مخروب گرديده ولي آثار آن از قبيل ديوار و ستونها بارتفاع از يك الي دو متر باقيمانده است. استدعاي عاجزانه دارد كه با اين يك مشت رعاياي صديق ايراني اجازه مرحمت شود تا كليسياي نامبرده را در همان محل و روي همان بقيه آثار كم و بيش بنا كرده و مجبور بمراوده در نمازخانه متعلق به ساير ملل نباشند تا از اين رو داراي محل مخصوص براي انجام وظايف ديني و بدعاي ذات مقدس شاهنشاه و ميهن اشتغال ورزند.

                                                                              اسحق خدابخش

                                                                         خليفه رضائيه و شاهپور

 

     در زير اين نامه، شماره 885 و تاريخ 3/3/18 قيد شده است.

     سرانجام وزارت كشور از درخواست اسقف خدابخش جانبداري كرده و نظر مساعد خود را به نخست وزير منعكس كرد. همچنين وزارت كشور از نخست وزير تقاضا كرد تا دستوري در اين رابطه صادر كرده و تكليف اين موضوع را روشن كند. متن نامه وزير كشور به نخست وزير چنين بود:

 

نامه شماره 19501/885 به تاريخ 6/3/1318

جناب آقاي نخست وزير

 

     پس از دريافت مرقومه شماره 16718 مورخه 17/12/1316 در موضوع ساختن كليساي كاتوليكها كه خليفه خدابخش درخواست نموده بود بطوريكه مقرر فرموده بودند به فرمانداري رضائيه دستور داده شد. اينك مجددا شرحي از خليفه نامبرده رسيده است يعني بر اينكه جماعت كلدانيان كاتوليك ايراني در رضائيه داراي كليسائي در آنجا بود كه از چندي قبل مخروب گرديده ولي آثار آن از قبيل ديوار و ستونها بارتفاع يك الي دو متر باقيمانده و بدين جهت كلدانيان ايراني مجبورند كه براي عبادت به نمازخانه متعلق به ساير ملل آمد و شد نمايند و درخواست نموده است اجازه داده شود كه كليساي مخصوص آنها در همان محل و روي همان بقيه آثار سابق بنا شود بنظر وزارت كشور چون آمد و شد ايرانيهاي كلداني در نمازخانه هاي خارجي صورت خوبي نخواهد داشت اين اجازه صادر شود معهذا منوط بامر مبارك است هر طور مقرر فرمائيد از همان قرار اقدام به عمل آيد.

 

نخست وزير به وزارت كشور پاشخ داد:

 

وزارت كشور

 

     بازگشت شماره 19501/885 حسب الامر مطاع مبارك مقرر است كه به تقاضاي خدابخش نماينده پاپ راجع به بناي كليسا جهت كلدانيان ايراني در رضائيه نبايد ترتيب اثر داد و از قبول تقاضاي او معذرت بخواهند.

                                                                                              نخست وزير جم

 

     متأسفانه، تمام تلاشهاي بي وقفه اسقف خدابخش جهت دريافت مجوز تجديد بناي كليساي كاتوليك اروميه با شكست مواجه مي شد، ولي او هرگز يأس و نااميدي به خود راه نداد، تا جايي كه حتي به فراهم كردن مصالح ساختماني مورد نياز براي ساخت كليسا پرداخت. طبق نوشته اسقف مار زايا دشتو، اسقف خدابخش حدود 250 هزار آجر جهت ساخت كليسا خريداري كرده بود.

     اما متأسفانه كهولت از يك طرف و آغاز جنگ جهاني دوم از طرف ديگر به اين اسقف عاليقدر مجال ادامه فعاليت نداد تا اينكه وي سرانجام در سال 1939 دار فاني را وداع گفت. با فوت اسقف اسحق خدابخش، پرونده تجديد بناي كليسا تا يك دهه بعد بسته شد.

     پس از فوت اسقف اسحق خدابخش، كشيش هابيل زايا به عنوان اسقف اعظم خليفه گري كاتوليك اروميه در مجمع اسقفان كلداني انتخاب شد. شدت جنگ جهاني دوم در زمان اين اسقف سالخورده به اوج خود رسيد و اوضاع پر مشقت معيشتي و اجتماعي به او فرصت نداد تا در خصوص تجديد بناي كليسا كاري از پيش ببرد. اين اسقف زاهد، با تقوي و دانشمند در تاريخ 17 مارس 1951 زندگي را بدرود گفت و مبلغ بيست هزار ريال به عنوان كل دارائي خليفه گري از خود باقي گذاشت.

 

     مرحله دوم تاريخ بناي كليساي كاتوليك اروميه نيز با ناكامي به پايان رسيد.

 

Mar Haveil Zaya

اسقف هاويل ضياء بت ضياء

تجديد بناي كليسا در نيمه دوم قرن بيستم